مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٠
بازگشت جنبههای قابلی به جنبههای عدمی
بعد مرحوم آخوند میگوید[١] : اگر نظر شما به ماده اولی باشد مطلب از همین قراری است که بیان شد و اگر نظر شما به ماده ثانیه[٢] باشد باز هم در نهایت امر جنبههای قابلی برمیگردد به جنبههای عدمی و به ماده اولی؛ یعنی در ماده ثانیه صورت بما أنها صورةٌ ماده نیست، بلکه باز هم همان ماده اولی ماده اصلی است و همه جهات قابلیت برمیگردد به ماده اُولی، گو اینکه از نظر استعدادات لاحق، ما به مجموع ماده و صورت میگوییم ماده.
توضیح اینکه: در حرکت جوهریه جنبه مادی و قابلی در نهایت امر برمیگردد به جهات نقص و جنبه عدمی اشیاء؛ یعنی در میان حقایق عالم هستی حقیقتی هست که آن حقیقت تشکیلدهنده عالمی[٣] است که در صفّ النّعال عوالم دیگر قرار گرفته و نحوه وجود ]آن حقیقت[ به این صورت است که عدم و وجود در آن متشابک است و از ذاتش و نحوه وجودش عدم انتزاع میشود، هر مرتبهاش فاقد مرتبه دیگر است، مرتبه قبلی فاقد مرتبه بعدی و مرتبه بعدی فاقد مرتبه قبلی است به طوری که این مراتب نوعی پیوستگی دارند. پس ماده در نهایت امر برمیگردد به جنبه عدمی.
در جلسه پیش عرض کردم که راجع به استعدادهای لاحقه دو نظریه هست و هردو نظریه هم در کلمات مرحوم آخوند پیدا میشود. یک نظریه این است که ماده اولی (هیولای اولی) جنبه قوه محض و قابلیت محض است و ماده با هر صورتی منشأ یک استعدادِ حادث میشود برای صورت بعدی. نظریه دوم این است که ماده اولی به حکم همان ضعف وجودش و قوه محض بودنش استعداد همه چیز است (استعداد جز جنبه عدمی چیز دیگری نیست) و هر صورتی مانع فعلیت یافتن هر استعدادی است الّا یکی دوتا. مثلا وقتی گفته میشود «ماده گندم مستعد انسان شدن نیست ولی ماده نطفه انسان مستعد انسان شدن هست» ابتدائآ این گونه به نظر انسان میآید که نطفه انسان ماده خاصی است که استعداد خاصی را دارد که همان استعداد انسان شدن است و ماده گندم استعداد دیگری را دارد و استعدادی که این
[١] . اينجا آقای طباطبايی توضيح خوبی دادهاند.
[٢] . يعنی هيولای اُولی در حالی كه متلبس به صورتی است و ماده است برای صورتی ديگر.
[٣] . يعنی عالم طبيعت.