مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٢٨
بعد است. وقتی که وجود در مرتبه بعد از ماهیت است، پس در مرتبه ذات ]ماهیت[ نقیض وجود یعنی عدم است. همین که گفتیم «وجود در مرتبه ذات نیست» به این معناست که در مرتبه ذات، این معدوم است. «وجود در مرتبه بعد از ذات است» یعنی در مرتبه ذاتْ وجود نیست. بنابراین نقیض این وجود که عدم این شیء باشد، در مرتبه ذات هست.
ردّ جواب علامه طباطبایی
این مطلب قابل خدشه و غیر قابل قبول است. مرتبه عقل مرتبه مفهوم است. درست است که از نظر عقل وجود در مرتبه متأخر از ماهیت است و در مرتبه ذات ماهیتْ وجود نیست، ولی این غیر از این است که در مرتبه ذات ماهیتْ نقیض وجود باشد. بله، وجود در مرتبه ذات نیست، اما به حسب اعتبار عقل، عدم هم در مرتبه ذات نیست. این همان ارتفاع نقیضینی است که میگوییم جایز است، و در واقع اصلا ارتفاع نقیضین نیست. بنابراین اشکال به جای خود باقی است.
نقل جملهای از شیخ
بعد مرحوم آخوند جملهای از خواجه در شرح اشارات نقل میکند. خواجه در شرح اشارات این جمله را از شیخ نقل کرده: کل موجود عن غیره[١] یستحقّ العدم لو انفرد أو
لایکون له وجود لو انفرد. معنی عبارت شیخ این است: هر چیزی که وجودش از ناحیه غیر است (یعنی ممکن الوجود)، اگر خودش را به خودی خود در نظر بگیریم مستحق عدم است. بعد گفته «أو لا یکون...». «أو» برای تردید است. یعنی: یا بگو که اگر آن را به خودی خود در نظر بگیریم، برای آن وجودی نیست. این دو مطلب است. یک وقت میگوییم «کل موجود عن غیره یستحق العدم لو انفرد»، یعنی: لو انفرد یستحق العدم؛ ولی یک وقت میگوییم «کل موجود عن غیره لا یکون له وجود لو انفرد».
[١] . «عن غيره» به «كل موجود» میخورد، نه به ما بعد.