مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٧٣
است از نسبتش به معلول.
اما در تقدم بالزمان یک امر دیگری احساس میکنیم. این تقدم صرفا این نیست که لا یکون للزمان المتأخر وجود إلّا و للزمان المتقدم وجود و یمکن أن یکون للزمان المتقدم وجود و لا یکون للمتأخر وجود، بلکه اصلا این تعریف در اینجا صادق نیست. ]در تقدم بالزمان[ اساسا متقدم و متأخر، بالذات اجتماع در وجود ندارند. خصوصیت تقدم و تأخر زمانی این است که ]متقدم و متأخر[ اجتماع در وجود ندارند؛ یعنی در مرتبهای که متقدم وجود دارد متأخر وجود ندارد و در مرتبهای که متأخر وجود دارد متقدم وجود ندارد. وقتی که این طور است چطور میتوانیم بگوییم «لا یمکن أن یکون للمتأخر وجود إلّا للمتقدم وجود»؟! ]در تقدم زمانی[ در ظرفی که برای متأخرْ وجود است برای متقدم وجودی نیست، چون معدوم شده، کما اینکه در ظرفی که برای متقدم وجود است برای متأخر وجودی نیست. خلاصه آن ملاک اعمیت که در تقدم بالطبع بود، در اینجا وجود ندارد، بلکه در اینجا خصوصیت دیگری هست و آن همان عدم اجتماع در وجود است. پس در میان اقسام تقدم و تأخر قسمی وجود دارد که در آن اصلا متقدم و متأخر غیر قابل اجتماعاند.
پس اینجا حرف مرحوم آخوند را دو جور میتوان معنی کرد: یکی اینکه بگوییم ایشان گفته «در میان اجزاء زمان اصلا تقدم و تأخر بالطبع وجود ندارد، بلکه نوع دیگری از تقدم و تأخر وجود دارد که به آن تقدم و تأخر بالزمان میگوییم»، و دیگر اینکه بگوییم مقصود ایشان این است که درست است که در باب زمان تقدم و تأخر طبعی وجود دارد، اما بحث این است که تقدم و تأخر دیگری هم غیر از تقدم و تأخر بالطبع در باب زمان وجود دارد. ظاهر عبارت ایشان که با کلمه «إلّا» بیان شده است همین مطلب دوم است.
بنابراین ایراد اول این است: اینکه شما تقدم و تأخر زمانی را داخل در تقدم و تأخر بالطبع دانستید صحیح نیست و آنچه ما به عنوان تقدم و تأخر زمانی دریافت میکنیم، در مفهومش «عدم اجتماع» خوابیده است و حال آنکه «عدم اجتماع» مقوّم تقدم و تأخر طبعی نیست.