مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٣
این هم واضح است که باطل است، برای اینکه عدم درست است که مع واقع نمیشود ولی عدم ممکن است متأخر بشود. ممکن است من مدتی نبودم بعد موجود بشوم بعد معدوم بشوم. این حرکتی که من به دست خودم میدهم، در آنِ قبل نبود، بعد از این که حرکت متوقف میشود باز هم نیست و عدم این حرکت است. ممکن است کسی بگوید که این تقدم و تأخر همان تقدم و تأخر علّی است، یعنی از ذات فاعل انتزاع میشود. جوابش این است که ذات فاعل با فعل خودش جمع میشود و اجتماع در وجود دارد و حال آن که این متقدم با متأخر خودش اجتماع ندارد[١] .
پس اینها ملاک تقدم و تأخر یا به تعبیر دیگر ملاک قبلیت و بعدیت نیستند. از اینجا معلوم میشود به حکم این که «کل ما بالعرض ینتهی الی ما بالذات» (این تعبیر را اینجا به کار نبردهاند ولی در جای دیگر به کار بردهاند و مقصودشان هست) متقدمها باید متقدم باشند به اعتبار نوعی وحدت با یک حقیقتی که آن حقیقت متقدم بالذات است، و متأخرها باید متأخر باشند به اعتبار نوعی وحدت با یک حقیقتی که آن حقیقت متأخر بالذات است؛یعنی ما باید یک متقدم بالذات و متأخر بالذاتی داشته باشیم، قبل بالذات و بعد بالذاتی داشته باشیم که آن قبل ذاتآ محال است با بعد خودش اجتماع پیدا کند و آن بعد ذاتآ محال است که با قبل خودش اجتماع پیدا کند و هر قبل و بعدی را که ما در نظر بگیریم باز قبلیت مرز ندارد. یعنی چه؟
این هم یکی از آن ارکان مطلب است. ممکن است کسی قائل بشود که درست است، یک حقیقتی در کار است که آن ملاک قبلیت و بعدیت است ولی شاید آن حقیقت، حقیقت نباشد حقایق باشد؛ مثل آنچه که در باب اجسام گفته میشود که هر جسمی مرکب است از ذراتی. این چیزی که اسمش را «وقت» و «زمان» و اسم آن
[١] . سؤال : عدمی كه بعد از من است غير از عدمی است كه قبل از من است. عدم من نسبت به من متقدماست، بعد از من عدم به من مربوط نيست.استاد : اولش هم كه عدم به شما مربوط نبوده (خنده حضار). واقعيت اين است كه اگر شما عدم را بهاصطلاح اينها عدم بديل بخواهيد بگيريد هيچكدام عدم شما نيست. عدم شما همانی است كه با وجودشما منتفی و طرد شده است. عدم زمان قبل را مجازآ عدم شما میگيريم، عدم زمان بعد را هم مجازآعدم شما میگيريم. به آن معنا كه ما عدم قبل را عدم شما میبينيم عدم بعد را هم عدم شما میبينيم.البته ما به عدم شما راضی نيستيم (خنده حضار) ولی اگر خدای ناكرده پيش بيايد، به همان معنا كهعدم قبل را عدم شما میدانستيم عدم بعد را هم عدم شما میدانيم.