مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٤٥
میگوید: بله، گاهی تضادها نه به این اعتبار است که مبدأ و منتها قطع نظر از حرکت تضاد ذاتی دارند، بلکه مبدأ و منتها هم تضادشان را از حرکت میگیرند[١] ؛ یعنی چون یکی میشود مبدأ و دیگری میشود منتها مبدئیت مبدأ و منتهائیت منتها با یکدیگر تضاد دارند؛ یعنی مبدأ بما هو مبدأ و منتهای بما هو منتها با یکدیگر تضاد دارند. پس وقتی یک نقطه مبدأ بما هو مبدأ شد برای حرکتی و همان نقطه منتهای بما هو منتها شد برای حرکت دیگر، این دو با یکدیگر تضاد دارند، ولی این مبدئیت و منتهائیت ]و تضاد این مبدأ و منتها[ از ناحیه حرکت پیدا شده است.
اشکال
بعد خود مرحوم آخوند به صورتی شبیه «اِن قلتَ، قلتُ» میگویند: پس در این حرکتهای وسط و افقی خود مبدأ و منتها با یکدیگر تضاد ذاتی ندارند، بلکه تضاد آنها با یکدیگر بالعرض است؛ یعنی به تبع یک امر عارضی است؛ یعنی این نقطه با آن نقطه تضاد ندارد بلکه نقطه مبدأ با نقطه منتها از این جهت تضاد دارد که این شده مبدأ و آن شده منتها و قطع نظر از صفت مبدئیت و منتهائیت، بین این دو نقطه تضاد نیست، بر خلاف جهت علو و جهت سفل که قطع نظر از مبدئیت و منتهائیت، از آن جهت که دو جهت هستند متضادند. وقتی مبدأ و منتها تضادشان بالذات نبود و بالعرض بود تضاد حرکتِ از این مبدأ به آن منتها و حرکتِ از آن مبدأ به این منتها هم تضاد بالعرض میشود نه تضاد حقیقی و بالذات.
جواب
مرحوم آخوند در جواب میگویند: این حرف در صورتی درست است که خود آن معنایی که شما میگویید «ملاک تضاد بالعرض است» مقوم این حرکت نباشد، ولی اگر مقوم حرکت باشد تضاد، حقیقی میشود. درست است که بین خود مبدأ و منتها تضاد نیست و مبدأ صفتی دارد و منتها هم صفتی دارد و میان مبدأ و منتها به اعتبار آن صفتها تضاد است پس تضاد مبدأ و منتها بالعرض میشود نه بالذات، ]ولی لازمه
[١] . حرف درست همين است.