مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٩٥
پس در عالم چیزی پیدا کردیم که از یک حیث امری ثابت و ازلی و ابدی است و از حیث دیگر متغیر است، حادث میشود و فانی میشود. میگفتند: حرکت به اعتبار ذات خودش امری ثابت است[١] ، ولی این امر ثابت نسبتش به اشیاء دائما
تغییر میکند و سبب میشود که نسبت متحرک به اشیاء دائما تغییر کند. مثلا اگر کبوتری از این دیوار به آن دیوار بپرد، از همان آغازِ حرکتش امری وجود پیدا کرده و آن «کون هذا الجسم متوسطآ بین المبدأ و المنتهی» است که یک حالت ثابت و یکنواخت است. نگویید «اگر هم این جسم بایستد، باز بین المبدأ و المنتهی است»؛ چون اگر این جسم بایستد، نه این طرفْ مبدأ است نه آن طرفْ منتها. «کونه متوسطآ بین المبدأ و المنتهی» یعنی بودنش به حیثی که حالت توسط بین مبدأ و منتها را داشته باشد؛ یعنی هر حدی از حدود این مبدأ و منتها را که در نظر بگیرید، این شیء نه در آنِ قبل از وصول در آن جاست و نه در آنِ بعد از وصول؛ این خودش ]یک[ حالت و کون ثابت است. هواپیمایی که از آمریکا به طرف ایران حرکت میکند (فرض کنید هجده ساعت طول میکشد)، از اوّلی که پرواز میکند چیزی به نام «حرکت» وجود پیدا کرده که امری ثابت است. این امر ثابت سبب میشود که نسبت متحرک با اشیاء دیگر دائما عوض شود؛ یعنی این هواپیما نسبتش با حدودش دائما عوض میشود و در دو «آن» در یک نقطه وجود ندارد و این حالت یک حالت ثابت است. پس اگر قوهای این حرکت را در هواپیما ایجاد کند، امر ثابتی ایجاد کرده؛ یعنی هجده ساعت امر ثابت ایجاد کرده. آن قوهای هم که از ازل فلک را به حرکت درآورده، خودش امری ثابت است، معلولش هم که حرکت ]فلک[ است امری ثابت است، ولی این امر ثابت سبب میشود که نسبت افلاک با عالم طبیعت دائما عوض شود و وقتی این طور شد، وضع و محاذاتها دائما در حال تغییر است. وقتی وضع و محاذاتها تغییر کرد حرارتها دائما در حال تغییر است. مثلا خورشید که در هر آنی نسبتش با عالم تغییر میکند و نیز ماه و ستارگان که در هر آنی نسبتشان با طبیعت تغییر میکند، قهرا نوع تأثر طبیعت از آنها تغییر میکند و اشیاء در هر آنی درجه خاصی از حرارت را میگیرند. این اختلاف حرارتها سبب هزاران حرکت میشود، هوا را به حرکت درمیآورد و باد را به وجود میآورد و منشأ پیدایش بارانها و هزاران چیز دیگر
[١] . آنها به حركت توسطيه قائل بودند.