مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٢٠
چیزی که با حرف خواجه ثابت میشود این است که هیچ حرکتی بدون معاوق محقق نمیشود. ولی معاوق اعم است از داخلی[١] و خارجی[٢] .
پس اگر هم این مقدمات ثابت باشد، باز هم این مقدار ثابت میشود که حرکت بدون احدی المعاوقتین وجود پیدا نمیکند، اما اینکه هر دو را بتوانیم ثابت کنیم کار مشکلی است. یعنی اگر حرکت بخواهد واقع شود، یا باید در ملأ باشد، که در اینجا خودِ ملأ بیرون معاوق است، یا اگر در خلأ بود باید طبیعت شئ جنبه معاوقت داشته باشد. ]بنابراین [این برهان برای ]خصوص[ باب خلأ میتواند تمام باشد، ولی برای اثبات وجود مبدأ میل ]به طور کلی[ نمیتواند تمام باشد.
اما خود این مطلب که «آیا واقعا هیچ حرکتی بدون معاوق محقق نمیشود؟» برای ما مسألهای شد که اگر برایش فصل جداگانهای باز میشد ارزش داشت. ما باید درباره مقدماتی که خواجه گفته، بیشتر تأمل کنیم.
یک استبعاد نسبت به حرف خواجه
حال در اینجا یک استبعاد به نظر میرسد. لقائل أن یقول: این حرف خواجه از جنبه دیگری غیر قابل قبول است. خواجه این طور میگوید[٣] : «هر حرکتی اگر بخواهد وجود پیدا کند احتیاج دارد به فاعل و قابل و معاوق». این مطلب اصلا تصویر منطقیاش چقدر عجیب است! ما تا به حال (در باب علیت) شنیده بودیم که شئ در وجودش احتیاج دارد به مقتضی و شرط و عدم مانع، ولی حالا پدیدهای در عالم پیدا کردهایم که تحققش مشروط است به وجود فاعل و شرایط و مانع، منتها مانعی که مانعیتش کمتر از تأثیر فاعل است؛ به عبارت دیگر: مقداری مانع. پس حرکت امری شد که آنگاه تحقق پیدا میکند که مقداری مانع وجود داشته باشد[٤] و[٥] .
[١] . مثل جايی كه طبيعت شئ نوعی حركت را اقتضا میكند و ما میخواهيم در جهت خلاف اقتضایطبيعت، شئ را به حركت درآوريم.
[٢] . مثل ملأ بيرونی: هوا، قوه جاذبه و هزاران عائق ديگر كه شايد ما خيلی از آنها را نشناسيم.
[٣] . اين حرف خواجه مورد قبول مرحوم آخوند هم هست.
[٤] . بايد توجه داشت كه اگر اين برهان تمام باشد، حرف خواجه اختصاص به حركت أينی ندارد، بلكه دراقسام ديگر حركت هم هست و احتمالا در حركت جوهری هم هست؛ اگرچه خواجه قائل به حركتجوهری نبوده، ولی اين بحث در حركت جوهری هم مطرح میشود و اصلا فرضش در حركتجوهری خيلی مشكل است.
[٥] . سوال : ولی حرف خواجه اين نيست؛ ايشان معاوق را هم جزء مقتضی میداند. ايشان میگويد: اصلاحركت بدون دو نيرو محال است.استاد: بله، دو نيروی متضاد كه يكی مانع حركت است. شرط وجود حركت، وجود مقداری مانعاست. هميشه بايد تضاد ميان مقتضی و مانع واقع شود و مقتضی بر مانع غلبه كند تا حركت تحقق پيداكند. هر حركتی مفهومی از مجاهده و تلاش و ستيز را دارد.