مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٨٤
خاص باشد مستلزم خاص است و «مستلزم خاص است» یعنی هر جا که این عام هست خاص هم هست. پس حداقل این است که این دو مساویاند. این،خاص است که میتواند مستلزم عام باشد.
اگر بگوییم «حرکت بذاته اقتضای مقداری از زمان را دارد» معنایش این است که: حرکت بذاته اقتضای حدی از سرعت را دارد. پس در واقع گفتهایم: حرکت به عنوان یک جنس، فصل خاصی را اقتضا دارد. اگر حرکت چنین اقتضایی داشته باشد، با هیچ فصل دیگری نمیتواند محقق شود. پس حرکت از آن جهت که حرکت است، نمیتواند اقتضای مرتبه خاصی از زمان را داشته باشد.
پس دوباره رسیدیم به اصل مطلب. ما مراتب سرعت را تصور میکنیم. حرکتِ غیرمتناهی شدةً و غیرمتناهی مدةً محال است و حرکت با سرعت صفر هم که حرکت نیست. حرکت همیشه میان صفر سرعت و غیرمتناهی سرعت است. باید ببینیم: این تعین و اینکه حرکتها همیشه میان صفر سرعت و غیرمتناهی سرعت در نوساناند، منشأش چیست؟ علت اختلاف انواع غیرمتناهی حرکت چیست؟
حالا حرفها خوب به یکدیگر مربوط میشود. خواجه که مفصلترین بیانها را در این زمینه کرده و مرحوم آخوند هم اینجا متکی به حرفهای اوست، حرفش این است: منشأ اختلاف سرعتها و اختلاف مراتب نمیتواند طبیعت باشد، چرا؟ (حال برگردیم به همان حرف اول) چون القوة لا تتصف بالزیادة و النقصان (طبیعت در اینجا همان «قوه» است) یعنی در قوه زیاده و نقصان معنی ندارد و قوهها همیشه متساویاند[١] ، بلکه گفتن «تساوی» هم در اینجا غلط است. کم و زیاد در قوه معنی ندارد، کم و زیادها همه به اثر مربوط است و کم و زیادی اثر هم به کم و زیادی معاوق مربوط است[٢] .
پس حرف اول خواجه این است: حرکت باید درجهای از سرعت و بطو را
[١] . میبينيد كه حرف خيلی عجيبی از كار درمیآيد.
[٢] . سؤال : ينتهی إلی ما بالذات؛ به لحاظ عرض و اثر هم كه باشد باز به قوه برمیگردد.استاد : نه، به قوه برنمیگردد. توجه كنيد! قوهها بالذات كم و زياد نيستند، بلكه كم و زياد در اثر پيدامیشود. اگر بگوييد «اثر تابع مؤثر است» جواب اين است: كم و زياد شدن [تأثيرِ] مؤثر به اعتبار كم وزياد بودن مانع است. پس در قوه كم و زياد نيست و هر قوهای اثر غيرمتناهی شدةً را اقتضا دارد، ولیاثر غيرمتناهی شدةً محال است و اثرها هميشه از نظر شدت متناهیاند و منشأ اين تناهی معاوق است.