مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٩٣
«حرکت اقتضای زمان دارد» اگر مقصودشان این بود که حرکت اقتضای حد معینی از سرعت را دارد، معنایش این بود که جنس اقتضای فصل دارد، و این واقعا حرف غلطی است. ولی ما مطلب آنها را طور دیگری تقریر کردیم.
جواب دوم از اشکال به مرحوم آخوند
جواب دیگری که ممکن است در اینجا مطرح شود این است[١] : از نظر قدما این حرف
که «اگر قوه فاعل و قوه قابل را کنار یکدیگر بگذاریم اقتضای حرکت با سرعتی خاص را دارند که همان حد اکثر سرعتی است که جسم قبول میکند» حرفی نامعقول است؛ یعنی این مطلب که از نظر علوم تجربی امروز تقریبا امری مسلّم است، از نظر قدما حرفی نامعقول است[٢] . قدما میگویند: اساسا این حرف معنی ندارد که بگوییم
«قوه قابل تا حد معینی از سرعت را قبول میکند و از آن بیشتر فرض نمیشود.» چرا فرض نمیشود؟! وقتی شما میگویید «سیصد هزار کیلومتر در ثانیه»، خوب حرکت سریعتر از این هم فرض میشود: چهار صد هزار کیلومتر در ثانیه. این مطلب برای این آقایان یک اصل مسلّم است که وقتی میگوییم «لا ریبَ أنّ کلّ جسم یقبَلُ الحرکة» نمیتوانیم این اصل قابلیت فلسفی را محدود به حد معینی کنیم و بگوییم از آن بیشتر قبول نمیکند. میگویند: اینکه بگوییم «جسم سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه را قبول میکند اما سرعت سیصد هزار کیلومتر و یک متر در ثانیه را قبول نمیکند» مثل ترجیج بلا مرجِّح است.
این هم جوابی بود که اگر آقایان بخواهند بنا بر مبنای خودشان به این اشکال ما بدهند، باید آن را ذکر کنند[٣] .
[١] . نظر اين آقايان هم به همين مطلب است.
[٢] . نقطه تفاوت نظر قديم و جديد همين جاست.
[٣] . سؤال : [صدای سائل مفهوم نيست.]استاد : ببينيد! میخواهد بگويد كه اين امكان نمیتواند محدود به حدی باشد؛ چون فرض اين است كهجسم برای حركت قابليت محض است. پس اينكه بگوييم «جسم حركتِ تا سيصد هزار كيلومتر درثانيه را میپذيرد ولی در برابر سيصد هزار كيلومتر و يك متر در ثانيه مقاومت میكند» واقعا همترجيح بلا مرجِّح است. فرض اين است كه جسم در مقابل عامل حركت مقاومت ندارد.البته امروزيها حرفهای ديگری میزنند كه بعدا حتما بايد به آنها رسيدگی كنيم. آنها میگوينـد: وضـعجسم با حركت فرق میكند؛ يعنی اين طور نيست كه جسم فقط حركت را قبول كند و تحت تأثيرحركتِ خودش واقع نشود، بلكه حركت در حجم و جرم جسم اثر میگذارد. مثلا چنين میگويند: هرمقدار كه بر سرعت حركت افزوده شود از طول جسم كم میشود. پس قهرا جسم تا حد معينی میتواندسرعت بپذيرد و اگر از آن حد بگذرد اصلا جسم تبديل به لا جسم میشود.ما بعدا بايد ببينيم كه: آيا جسم به صرف حركت تحت تأثير واقع میشود، ولو حركت در خلأ صورتبگيرد و جسم با هيچ چيزی برخورد نداشته باشد، يا علت اينكه اجسام تحت تأثير حركت واقعمیشوند، باز همين معاوقتها و برخوردهاست؟ خلاصه از نظر امروزيها مسأله ديگری مطرح است.قدما نظر به فاعل و قابل دارند و میگويند قابل را از آن جهت كه قابل است نمیتوان در حد معينیمحدود كرد. ولی امروزيها میگويند: تجربه ثابت كرده كه عامل سومی هم در اينجا دخالت میكند وآن اين است كه حركت و سرعت در جرم و حجم جسم مؤثرند. وقتی حركت در حجم جسم مؤثرباشد قابليت را از جسم میگيرد و ديگر جسم نمیتواند جسم و ماده باشد و سرعتی بيش از سرعتنور داشته باشد. اين مطلب باشد تا بعد روی آن بحث كنيم.