مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٥٩
پیشین را هرطور هست توجیه و تأویل کند به آنچه خودش میگوید[١] . ایشان آنجا که میخواهد واقعا مطلب را گفته باشد میگوید «کسی غیر از ما نگفته»، ولی جاهایی که جنبه تبلیغاتی به خودش میگیرد و میخواهد افراد را از وحشت خارج کند تا نگویند این حرف را احدی غیر از تو نگفته، میگوید: این حرف را فلان عارف هم در فلان جا گفته، فلان حکیم هم گفته و... .
کلام یکی از حکمای نصرانی در باب حدوث عالم
بعد ایشان میگوید: بله یکی از حکمای نصاری حرفی زده است که آن حرف را میتوان به آنچه که ما گفتهایم توجیه کرد[٢] . این حرف از یک طرف قابل توجیه و تطبیق است بر آنچه صدرالمتألهین گفته و از طرف دیگر ـ و بیشتر ـ قابل انطباق بر نظریهای است که علمای جدید دادهاند. تعبیر این شخص این است: «اجسام
[١] . ايشان در جلد دوم اسفار، شايد در حدود بيست ورق چنين تلاشی میكند.
[٢] . ايشان در اينجا نام اين حكيم نصرانی را ذكر نمیكند. از مباحثاتی كه ميان ابوريحان بيرونی و بوعلیسينا شده، معلوم میشود كه اين حكيم نصرانی همان يحيی نحوی معروف است كه ظاهرا همان كسیاست كه به او «يوحنّا» هم میگويند. (من يك وقتی روی اين مباحثات مطالعه میكردم و مقداری راهم ترجمه و شرح كردم و چاپ شد.) يحيی نحوی از متأخرين فيلسوفان مسيحی است؛ يعنی تقريباصد سال قبل از دوره اسلام زندگی میكرده است. او از يك طرف فيلسوف بوده و از طرف ديگرمذهبی بوده و در بسياری از مسائل كوشش میكرده است كه ميان فلسفه و معتقدات ملی نصرانی بهنحوی توفيق برقرار كند. بوعلی خيلی با اين يحيی نحوی بد است و میگويد اين شخص دروغگو ورياكار است. در همان بحثهايی كه ميان او و ابوريحان مطرح شده است ابوريحان مطلبی میگويد، بعدبوعلی میگويد: «كأنّك أخذتَ هذا القول من يحيی النحوی المموّه علی النصاری»؛ يعنی آن كه برنصاری تمويه میكرد؛ يعنی روی حق را میپوشاند و میخواست عوامفريبی كند؛ به اين معنا كه برایفريب عوام نصاری حرفی از فيلسوفان را كه از جاهای ديگر مطالبش معلوم است كه مورد قبولاوست، مطابق ذائقه اين عوام تغيير میداد. از اين حرف بوعلی، به ابوريحان برمیخورد و به بوعلیدشنام میدهد كه تو حرفهای ارسطو را چنين و چنان پذيرفتی، مگر ارسطو كيست كه تو اينقدر بهحرفهای او اعتنا میكنی و... . خلاصه كارشان به مشاجره و بدگويی میكشد. آنوقت ديگر بوعلیجواب نمیدهد و يكی از شاگردهای بوعلی به نام ابوعبيد جوزجانی جواب ابوريحان را میدهد و اورا نصيحت میكند كه اگر با حكيم راه بهتری پيش گرفته بودی اقرب بود، چرا اينقدر هتاكی و فحاشیكردی؟! (ابوريحان از بوعلی بزرگسالتر بوده.)خلاصه آنچه اينجا مرحوم آخوند نقل میكند، از يحيی نحوی است و اتفاقا برخلاف آنچه بوعلی درمورد او اعتقاد داشته، اين حرف توجيه قابل ملاحظهای دارد.