مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٧٨
جایی است که رابطه موضوع و محمول امکانی باشد، ولی آنجا که محمول لازمه ضروری موضوع است احتیاج به علت ندارد. شما اصلا چرا دنبال علت سکون (در آن نقطه بالا) رفتهاید تا بخواهید علت را تعادل قوا فرض کنید؟! همه اشکالات شما از همین جا پیدا شده است. سکون ضرورت دارد و امری که ضرورت دارد علت نمی خواهد.
اشکال مرحوم آخوند به کلام فخر رازی
مرحوم آخوند میگوید: حرف فخر رازی حرف رکیکی است. این که در باب لوازم ضروری ماهیات میگویند «احتیاج به علت نیست»، در مورد امور انتزاعی و اعتباری است؛ یعنی مثلا زوجیت برای اربعه احتیاج به این ندارد که اول اربعه جعل شود و بعد علتی زوجیت را به آن بدهد، بلکه زوجیت یک معنای انتزاعی و لازمه ذات اربعه است. در مباحث «جعل» مفصلا بیان کردهاند که بین شئ و لوازمش جعل تألیفی وجود ندارد و نیز در محل خودش ثابت شده که این لوازم لوازم انتزاعی است. در لازم انتزاعی کثرت لازم و ملزوم در ظرف ذهن است نه در ظرف خارج، و در ظرف خارج لازم به عین وجود ملزومش موجود است.
اما در لوازم وجود این حرفها مطرح نیست. لازم وجود همان لزومش عین معلولیتش است. مثلا میگوییم «علت تامه مستلزم معلول است». حال که رابطه علت تامه با معلولش رابطه ملزوم و لازم است آیا میتوان گفت «پس معلول احتیاج به علت ندارد»؟! نه، اصلا وجود معلول لزومش را از علت گرفته است و اصلا وجودش وجود علت و ناشی از وجود علت است نه اینکه یک لزومی دارد که مناط بینیازیاش از علت است.
حال که این مطلب معلوم شد مرحوم آخوند میگوید: بنابراین لوازم ماهیت مجعولند به عین جعل خود ماهیت، ولی لوازم وجود مجعولند به جعل خود ملزوم به این معنا که این، ملزوم است که لازم را جعل میکند. اگر شما خیال کردهاید لوازم ماهیت هیچ احتیاجی به جعل ندارند اشتباه کردهاید! لوازم ماهیت هم احتیاج به جعل دارند منتها نه جعل مستقل بلکه جعلی که عین جعل ملزومشان است.