مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠٦
میآوریم و میگوییم: وجود ممکن من ذاته أن یکون لیس و من علته أن یکون أیس؛ یعنی اصلا وجود ممکن بدون اعتبار علتش وجود نیست.
این مطلب باب بسیار وسیعی در الهیات و در معرفة النفس ایجاد میکند. از اینجا معنی «وَ نَحْنُ أقْرَبُ إلَیهِ مِنْکمْ»[١] معلوم میشود. خدا از خود اشیاء به اشیاء
نزدیکتر است؛ یعنی خودی که اشیاء دارند، از آن جهت که به خود اشیاء نسبت دهید ناخود است، ولی از آن جهت که به خدا نسبت دهید میشود خود. این بیان، بیان بسیار بسیار دقیقی است که به اصطلاح خود مرحوم آخوند از سطح فلسفه عامیه خیلی بالاتر است[٢] .
ولی اگر بحث را از باب وجود خارج کنیم و به ماهیت ببریم دیگر نمیتوانیم بگوییم المعلول من ذاته أن یکون لیس؛ چون اگر مقصود ذات ماهیت باشد ماهیت به کلی از حریم جاعلیت و مجعولیت بیرون است و اصلا در این صورت «من علته أن یکون أیس» هم غلط است؛ چون ماهیت اصلا مجعول بالذات نیست بلکه مجعول بالعرض است و وجود را بالعرض دارد.
[١] . واقعه / ٨٥.
[٢] . البته ايشان در اينجا اين اصطلاح را به كار نبرده، بلكه در باب اعاده معدوم به كار برده است.