مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٩٢
شک اثر بیشتری میگذارد. من نمیخواهم بگویم تلقین اعجاز میکند (البته در موارد خاصی اعجاز هم میکند) ولی در اینکه تلقین اثر فوقالعادهای در بیماریهای جسمانی دارد شکی نیست. اگر به بیمار بگویند خوب میشوی، کمکی میشود از راه روحی و روانی به قوای بدنیاش. اگر قوای بدنی تحت تأثیر و تسخیر قوای روحی نبودند چنین کمکی محقق نمیشد. شاید بعضی خیال میکنند در اینجا روح مستقیما وارد عمل میشود و طبیعت را کنار میزند، ولی این طور نیست، بلکه طبیعت ابزار دست و مسخَّر روح است. تمام این قوای طبیعی به نحو مرموزی در اختیار و مورد تسلط و رام روح و روان هستند به طوری که ]روحْ[ طبیعت را به فعالیت و عمل بیشتر وادار میکند. برعکس، اگر به بیمار بگویند حتما میمیری، دیگر هیچ دوایی در حال او اثر نمیکند و طبیعت هم خودش را از دست میدهد. این است که میگویند روحیه برای بیمار فوقالعاده مؤثر است.
به هر حال این نظریه نظریهای بسیار عالی است که میگوید فعالیتهای بدنی در انسان و حیوان (مثل حرکت قلب و حتی حرکتهای پایینتر مثل حرکت معده و کبد و فعالیتهایی که در خون وجود دارد) به یک معنا نه طبیعی است نه ارادی و به معنای دیگر هم طبیعی است هم ارادی. میتوان گفت «این حرکتها طبیعی است» ولی مقصود، طبیعت استخدام شده و رام شده و مسخّر شده به وسیله قوه مافوق است. و میتوان گفت «این حرکتها ارادی است» ولی مقصود، ارادهای است که طبیعت را استخدام کرده است.
اصطلاح «تسخیر» در قرآن
و به همین معناست تعبیر و اصطلاح «تسخیر» که از قرآن هم گرفته شده است. قرآن کریم در مورد طبیعت و فعالیت طبیعت و رابطه طبیعت با ماوراء طبیعت تعبیر «تسخیر» را به کار برده است. طبیعت حالت بهخود واگذاشتگی ندارد، ولی این عدم به خود واگذاشتگی به این معنا نیست که طبیعت را به زور و قسر علی رغم خودش ]به چیزی وادار میکنند [و همیشه فاعلیت بالجبر در کار است. بسیاری از افراد نقش توحید و ماوراء طبیعت را در طبیعت، با فاعلیت بالجبر توجیه میکنند؛ یعنی میگویند همیشه طبیعت میخواهد به گونه ای عمل کند ولی ماوراء طبیعت مثل یک صنعتگر که روی یک صنعت کار میکند، به زور برخلاف مقتضای آن طبیعت یک