مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١١٣
وجود عالم قائل هستند آنهم تقدمی که متقدم با متأخر مجامع نیست، درست نیست. پس معنای عنوان فصل روشن شد.
بیان غزالی
شک ندارد که اگر ما بخواهیم همان تعبیر متکلمین را در اینجا بیاوریم یعنی همان حرفی را که آنها گفتهاند بگوییم و عالم را حادث زمانی بدانیم به این معنی که وجود عالم مسبوق است به عدم عالم، عدمی که مجامع با وجود عالم نیست، این را زود میشود رد کرد به همین بیاناتی که اینجا رد میکنند. غزالی مطلب را به صورت دیگر درآورده، میگوید اینها یک نوع مجادله کردن است، یعنی اخذ کردن طرف به یک مطلبی است که او خودش قبول کرده است. چه لزومی دارد که ما کلمه «حدوث زمانی» را بیاوریم و حدوث زمانی را هم این طور تعریف کنیم که حدوث زمانی یعنی تقدم عدم شیء بر وجود شیء، تقدمی که آن متقدم با متأخر اجتماع در وجود ندارد، که بعد بیاییم مانند متکلمین به یک عدم موهوم و یک امتداد موهوم قائل شویم و بگوییم زمان که قبل از عالم وجود نداشته ولی ذهن یک امتداد موهومی را فرض میکند و این عالم مسبوق به این امتداد موهوم است، که بعد فلاسفه چندین ایراد به آن وارد کنند. اصلا مطلب را ما به شکل دیگری طرح میکنیم، میخواهید اسمش را حدوث زمانی بگذارید یا نگذارید، ما میگوییم بحث در این است که آیا زمان (گذشتهاش و آیندهاش، حالا بحث در گذشتهاش است) از نظر گذشته متناهی است یا نامتناهی؟ همین طور که از نظر مکان درباره عالم بحث میکنیم. عین همینها را نقض کرده، میگوید شما وقتی که میگویید عالم از نظر ابعاد متناهی است و قائل به تناهی ابعاد هستید، در ماوراء این ابعاد چه میگویید؟ آیا میگویید چون عالم متناهی است پس در ماوراء این ابعاد عدم عالم در مکان وجود دارد، که در این صورت باید بگویید یک مکانی باید باشد تا عدم عالم در مکان اعتبار بشود. عین همین حرف را شما در زمان بزنید. ما میگوییم حدوث زمانی به این معنا که این تعریف (سبق عدم الشیء علی وجود الشیء) صدق کند، درباره اجزاء عالم صادق است. سبق دارد عدم زید بر وجود زید سبقآ زمانیآ که لا یجتمع السابق مع اللاحق. این تعبیر و این تعریف ]از حدوث زمانی [درباره عالم صادق نیست که بگوییم عدمش بر وجودش مقدم است به همین نحو. ولی ما نزاع سر لفظ نداریم که لفظ