مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٩٢
هر مرتبهای که فعلیت پیدا میکند مرتبه قبلش و مرتبه بعدش عدمِ آن است و خلاصه همان طور که وجود حرکت متدرج است عدمش هم متدرج است؛ یعنی همان طور که حدوثِ متدرج دارد فناء متدرج هم دارد. آیا این حرف با آنچه در اینجا میگویید، متناقض نیست؟ اینجا میگویید: «سکون همان عدم حرکت است و مقصود از عدم حرکت نیز، هم عدم حرکت در ابتداست و هم عدم حرکت در انتها» و حال آنکه مطابق مطلبی که قبلا گفتهاید، «عدم حرکت» نه عدم در ابتداست و نه عدم در انتها و نه هر دو، بلکه «عدم حرکت» همان عدم مقارن با حرکت است.
جواب
در جواب میگوییم: در همان فصل سی و هفتم مطلبی گفته شد که جواب این اشکال هم هست و آن مطلب این است که حرکت دو اعتبار دارد: در یک اعتبار ـ که اعتبار صحیحی هم هست ـ ما حرکت را مستقل از آن مقولهای که تدریجیالوجود است در نظر نمیگیریم، بلکه حرکت نحوه وجود تدریجی شیءِ متدرجالوجود است و در این اعتبار، ما ]حرکت را از آن جهت[ که وجود آن شیء است در نظر میگیریم؛ مثلا ]حرکتْ[ وجود متدرج أین است یا وجود متدرج کیف است یا وجود متدرج جوهر است. در این اعتبار است که وجود و عدم با یکدیگر متحد و مقارنند.
ولی گفتیم در یک اعتبار دیگر ]حرکت[ را وجودِ مقولهای خاص نمیگیریم، بلکه خود حرکت و تدریج را به منزله یک پدیده در نظر میگیریم. مثلا وقتی بیاضی تدریجا وجود پیدا میکند میگوییم در همین جا یک چیز دیگر هم وجود پیدا کرده و آن خود «تدریج» است. در اینجاست که این سؤال مطرح میشود که آیا خود «تدریج» تدریجا وجود پیدا میکند، یا وجود خودِ «تدریج» وجود دفعی است؟ مرحوم آخوند بارها گفتهاند که وجود «تدریج» دفعی است و امکان ندارد وجود تدریجْ تدریجی باشد و آقای طباطبایی هم بارها به این مطلب مرحوم آخوند حاشیه زدهاند که وجود «تدریج» امکان دارد که تدریجی باشد و بنابراین تدریج در تدریج میشود و مانعی ندارد[١] .
حال روی مبنای خود مرحوم آخوند، ما یک وقت میگوییم «وجود تدریجی
[١] . همان بحث حركت در حركت.