مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٨٥
هم که مقدار حرکت است امری عینی نخواهد بود. وقتی که مقدار برای حرکت ساخته ذهن باشد زمان هم به طریق اولی ساخته ذهن است. پس طبق نظر امثال شیخ و بهمنیار این گونه نیست که زمان در خارج به صورت متصل واحد وجود داشته باشد و اجزاء نداشته باشد و اجزایش را ذهن اعتبار کرده باشد، بلکه اصلا زمان متصل واحد نیست. وقتی این طور باشد پس تقدم و تأخر میان اجزای زمان به طریق اولی امری وهمی و اعتباری میشود. پس تقدم و تأخر میان اجزای زمان فرع بر این است که زمان دارای اجزاء باشد و اجزاء داشتن زمان فرع بر این است که زمان در خارج مقدار باشد در حالی که ]طبق نظر اینها [اصلا زمان در خارج وجود ندارد.
بنابراین توجیه مرحوم آخوند توجیه خوبی است، ولی با حرفهای آقایان انطباق ندارد و حرف بهمنیار ناظر به مطلب دیگری است.
اشکال مرحوم آخوند به توجیه خودش
علاوه بر این مرحوم آخوند از توجیه خودش هم دست بر میدارد و میگوید : «مطلبی که در این توجیه بیان شده درست نیست» و راست هم میگوید؛ یعنی بر فرض اینکه حرف بهمنیار همین باشد که مرحوم آخوند گفته، باز هم حرف او قابل نقض است. طبق این توجیه، بهمنیار میگوید: زمان در خارج متصل واحد است و در خارج جزء ندارد و جزء را ذهن برای آن اعتبار کرده. پس تقدم و تأخر در خارج وجود ندارد؛ چون تقدم و تأخر صفت اجزاء است و اجزاء بما هی اجزاء، در ذهن وجود دارد نه در خارج. (اینجا باید خوب دقت بفرمایید!) مرحوم آخوند میفرماید: این حرف درست نیست. درست است که زمان در خارج متصل واحد است و متجزی و متکثر نیست، ولی آیا اینکه ذهن زمان را قطعه قطعه میکند و به دیروز و امروز و فردا تقسیم میکند، یک عمل انیاب اغوالی است؟ یا نه، این یک انتزاع است؛ یعنی نحوه وجود شیء در خارج به گونهای است که از آن، جزء انتزاع میشود، و این خودش نوعی جزء داشتن در خارج است. ما این مطلب را قبول کردیم که زمان در خارج متصل واحد است و وحدت اتصالی مساوی است با وحدت شخصی، یعنی هر متصل واحدی شخص واحد است نه اشخاص کثیره. پس ما قبول کردیم که زمان در خارج به صورت اشیاء کثیره نیست، بلکه شیء واحد