مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٨٩
است که حد خاصی از سرعت و بطو را به حرکت میدهد. بنابراین، هم معاوق در سرعت نقش دارد و هم اصل حرکت. اگر ما از اول فرض کنیم که جسم متحرک، به اعتبار اصل حرکت مقداری زمان لازم دارد، این مقدار از زمان، میان جسم عدیم المعاوق و جسم ذی المعاوق القوی و جسم ذی المعاوق الضعیف، مشترک میشود. پس چون حرکت از آن جهت که حرکت است استدعای زمان دارد، این سه جسم از آن جهت که حرکت میکنند مقدار معینی از زمان را باید داشته باشند که این زمان، مشترک میان آنهاست. فرض کنید هر سه جسم برای طی مسافت یک کیلومتر، یک ثانیه را به اقتضای اصل حرکت لازم دارند. حال اگر جسم ذی المعاوق القوی برای طی این مسافت، ده ثانیه لازم داشته باشد، یک ثانیهاش به اعتبار اصل حرکت است و نه ثانیه دیگر به اعتبار معاوق. آنوقت جسم ذی المعاوق الضعیف که فرض این است معاوقتش یک دهم جسم ذی المعاوق القوی است، یک ثانیه را به اعتبار اصل حرکت لازم دارد و یک دهم از نُه ثانیه را هم به اعتبار معاوقت. پس جسم عدیم المعاوق این مسافت را در یک ثانیه طی کرده، جسم ذی المعاوق القوی در ده ثانیه، و جسم ذی المعاوق الضعیف در یک ثانیه به علاوه یک دهم از نه ثانیه. بنابراین لازم نمیآید که مدت ذی المعاوق الضعیف و عدیم المیل متساوی باشد تا لازمهاش این باشد که وجود و عدم معاوق، علیالسویه باشد، که امری محال است.
مسیری که در ادامه این بحث طی خواهیم کرد
جوابی که به این مطلب داده شده است جواب خواجه در شرح اشارات است، منتها مرحوم آخوند اول به طور خلاصه و با بیانی جامعتر از بیان خواجه، جواب را ذکر میکند و بعد جواب خواجه را نقل میکند. بعد هم اشکالات بعض اللاحقین[١] بر
خواجه را نقل میکند و در آخر هم جواب این اشکالات را میدهد و این فصل تمام میشود. ما ابتدا همان تقریر مرحوم آخوند را نقل میکنیم و عجالتا اشکالاتی را که به نظر خود ما میآید ذکر میکنیم. بعد کلام خواجه را نقل میکنیم و باز اشکالاتی را که به نظر خودمان میآید میگوییم. بعد بررسی میکنیم که آن بعض اللاحقین به چه مقدار از اشکالات توجه کرده است و اشکالاتش چیست. و در نهایت، مطلب را در
[١] . بعضی گفتهاند مقصود محقق دوانی در شرح جديد تجريد است؛ شايد هم مقصود كس ديگری باشد.