مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٤٤
کنید و این سر را آخر. خلاصه این، تابع اعتبار و قرارداد است. البته چون معمولا مردم مسجد را برای نماز میخواهند و در مسجد محرابی است که امام در آن میایستد و این محراب رو به قبله است و مردم رو به قبله میایستند، قهرا همیشه یک طرف را جلو مسجد فرض میکنند و طرف دیگر را عقب، ولی خود مسجد (یعنی خود مکان) از آن جهت که مکان است یک کمیت بیجهت است.
اما در حرکت، زمان که مقدارِ حرکت است و همچنین آن مقدارِ مسافتی حرکت، اینها کمیت جهتدار هستند؛ یعنی «از» و «به سوی» مقوم ذات حرکت است؛ یعنی در حرکتِ از قم تا تهران «از قم بودن» و «تا تهران بودن» مقوم حرکت است، نه اینکه این ]حرکتْ [امتدادی باشد از قم تا تهران و اینکه «از کجا» و «به سوی کجا» باشد امری قراردادی باشد و بتوانیم قم را اول بگیریم و تهران را آخر، یا بر عکس تهران را اول بگیریم و قم را آخر. حرکت از قم به تهران «از قم بودن» و «به سوی تهران بودن» مقوم ذات و جزء[١] حقیقت آن است.
بنابراین چندان ضرورت ندارد که ما در باب مبدأ و منتهای حرکتهای ]متضاد[ بگوییم ـ مثلا ـ در حرکت أینی لازم است یکی از علو باشد به سفل و دیگری از سفل باشد به علو؛ یعنی همان طور که میان حرکت صاعد و هابط تضاد است چون یکی از پایین به سوی بالا و دیگری از بالا به سوی پایین است، میان حرکت از قم به تهران و حرکت از تهران به قم هم عینا همان تضاد هست؛ یعنی اینها دو واقعیت هستند در دو جهت متضاد. جهتهای حرکتها متضاد است. «جهتهای حرکتها متضاد است» یعنی نحوه رفتن از اینجا به آنجا و از آنجا به اینجا ضد یکدیگر و غیر قابل اجتماعاند. حال اگر این تقابل را چیزی غیر از تقابلهای معروف بگیریم و اسمش را هم «تضاد» نگذاریم اشکالی ندارد.
این است که مرحوم آخوند بعد از آنکه میگوید «حرکتها از آن جهت تضاد پیدا میکنند که مبدأ و منتها تضاد ذاتی داشته باشند[٢] » میبینید که خیلی جاها مبدأ و
منتها تضاد ذاتی ندارند مثل حرکت از قم به تهران و حرکت از تهران به قم[٣] ، آنوقت
[١] . البته «جزء» در اينجا تعبير نارسايی است.
[٢] . مثل جهت علو و جهت سفل.
[٣] . بين مبدأ و منتهای اين دو حركت آن نوع تضادی كه حكما ميان مركز زمين و محددالجهات قائلند،وجود ندارد. به علاوه بسياری از حركتها و بلكه ـ به قول حاجی ـ هيچ حركتی در عالم نيست كه ازمركز زمين شروع شود و به محددالجهات پايان پذيرد يا برعكس، بلكه همه حركتها از نيمه راه است.