مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣١٣
زمان عدم حرکت هم هست[١] . اگر این را بگوییم، یک حرف عجیب و غریبی سربرمیآورد و آن اینکه بنا بر اینکه حرکتْ زمان وجودش عین زمان عدمش باشد، در زمان واحد، هم موجود است هم معدوم[٢] ، پس تمام زمان وجود حرکت تمام زمان عدمش هم هست. بنابراین آیا یکی از بدیهیترین مسائلی که در منطق و فلسفه مطرح است، یعنی امتناع اجتماع نقیضین، نقض نمیشود؟
حرکت، نوعی اجتماع وجود و عدم است
ممکن است در ابتدا این طور به نظر برسد که در اینجا اجتماع نقیضین شده است، ولی مکررا گفتهایم که ایشان همیشه این مطلب را گفته است[٣] که در باب حرکت، نوعی اجتماع وجود و عدم و نوعی اجتماع نقیضین در کار است. اینجاست که طرز بیان صدرالمتألهین به بیان بعضی از امروزیها (هگل و شاگردانش) خیلی نزدیک میشود. اینها هم میگویند «در حرکت اجتماع نقیضین رخ میدهد و ماهیت حرکت را ترکیب وجود و عدم تشکیل میدهد؛ حرکت همان «شدن» است و «شدن» یعنی ترکیبی از وجود و عدم، و ترکیب وجود و عدم یعنی تناقض».
در حرکت واقعا اجتماع نقیضین نشده است
ولی ما قبلا گفتهایم که در عین اینکه میگوییم «حرکت قطعی وجودش تدریجی است پس عدمش تدریجی است و چون وجود و عدم هردو تدریجیاند پس زمان وجود همان زمان عدم است و اگر یک شیء زمان وجود و عدمش یکی باشد به این معناست که در زمان واحد هم موجود است هم معدوم و اینکه شیء در زمان واحد هم موجود باشد هم معدوم یعنی اجتماع نقیضین» ولی با توضیح مختصری معلوم میشود که این اجتماع نقیضین غیر از اجتماع نقیضینی است که محال است و از
[١] . اين همان مسألهای است كه ما در آن فصلی كه در جلسه قبل هم به مناسبتی به آن اشاره كرديم، درجواب فخررازی كه گفته بود «إنّ لی فی خروج الشیء من القوّة إلی الفعل تدريجا تشكيكا» درباره آنبحث كرديم و در جاهای ديگر هم مكررا بحث كردهايم.
[٢] . بعد كه اين شیء تمام بشود، ديگر عدم تدريجی نداريم و اگر هم عدمی فرض شود، عدم وجودتدريجی نيست، به معنای ديگری است كه بعدا عرض میكنم.
[٣] . احيانا ميرداماد هم اين مطلب را گفته است.