مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٨٦
منظومه هم مباحث جواهر و اعراض جزء امور عامه است. جلد اول و دوم اسفار چاپ قدیم و جلد اول تا پنجم چاپ جدید، همه در امور عامه است و ده مرحله هم هست؛ یعنی اول جلد چهارم باید بنویسند «المرحلة العاشرة» که این مرحله دو جلد چهارم و پنجم را دربر میگیرد. نساخ متوجه نبودهاند که مباحث جواهر و اعراض جزء امور عامه است و خودش یک مرحله مستقل است و خیال میکردهاند امور عامه با بحث «اتحاد عاقل و معقول» پایان میپذیرد. آنوقت برای اینکه ده مرحله درست کنند یک مرحله را درهم شکستهاند و دو مرحله کردهاند[١] .
مرحوم آخوند فرصت تنظیم مطالب اسفار را پیدا نکرده
اینها همه دلیل بر این است که اسفار ابتدائا به صورت یادداشتهایی بوده که خود مؤلف فرصت پاکنویس و تنظیم آنها را پیدا نکرده است. علاوه بر آنچه ذکر شد قرائن بسیار دیگری نیز بر این مطلب هست. در اسفار مکررا پیش میآید که در مورد مطلبی که در گذشته گفته شده ایشان میگوید «و سیجیء»، یا در مورد مطلبی که در آینده میآید میگوید «و قد مضی»، و شاید در آن ترتیبی که ایشان در نظر داشته همین طور بوده. شاید ایشان مثلا ابواب «قوه و فعل» و«حدوث و قدم» و «اتحاد عاقل و معقول» و «علت و معلول» را به صورت جدا جدا نوشته بوده و بعد شاگردان ایشان بدون توجه به قرائن موجود، اینها را به این صورت فعلی درآوردهاند.
قرینه دیگر این است که ایشان مباحثی را وعده میدهد که در آینده بحث میکنیم، در حالی که اصلا چنین بحثی در اسفار نیست. آن طور که یادم هست ایشان در مباحث «نفس» میگوید «ما این مطلب را در بحث «نُبُوّات» این کتاب مطرح میکنیم» یا در جایی میگوید «ما این مطلب را در آینده در بحث فلکیات مطرح خواهیم کرد» در حالی که اسفار نه بحث نبوّات دارد و نه بحث فلکیات. معلوم میشود این مباحث چیزهایی بوده که ایشان در نظر داشته بنویسد ولی بعد موفق به نوشتن آنها نشده، یا اینکه اگر موفق شده از دست رفته است[٢] .
[١] . «ستة مراحل» هم [كه در اول كتاب آمده] از اشتباه نساخ است. همچنين [آنجا ]میگويد «المسلكالاول» ولی ديگر مسلك ثانیای مطرح نشده است.
[٢] . سؤال: آيا در منظومه مباحث جواهر و اعراض جزء امور عامه است؟استاد: بله. حتی حاجی تصريح میكند كه قسمتهای اول مباحث طبيعيات جزء امور عامه است، بااينكه آن را در مقصد چهارم ذكر كرده است. ايشان در باب تعاريف جسم، تصريح میكند و میگويد«اينها كه در اينجا ذكر میكنيم، جزء امور عامه است». حق هم همين است. به هرحال در اينكه مباحثجواهر و اعراض، از نظر اين آقايان جزء امور عامه است بحثی نيست. اينها از احكام موجود بما هوموجود است؛ يعنی جوهر شدن و عرض شدن، بعد از اينكه شیء تخصص طبيعی يا رياضی پيدامیكند نيست، بلكه در مرتبهای است كه [شیء] با اينها تخصص طبيعی يا رياضی پيدا میكند.