مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦١١
اشکال هفتم
آخرین حرفی که این شخص معترض در اینجا میگوید این است که این استدلال در مورد حرکت قسری صحیح نیست[١] . اعتراض این است: حد اکثر چیزی که با
استدلالی که در اینجا کردید اثبات میشود این است که حرکت، بدون معاوق محال است. بسیار خوب، میپذیریم که حرکت معاوق میخواهد. از طرف دیگر گفته شد که حرکت طبیعی حتما وجود دارد و در آن، الّا و لابد معاوق باید خارجی باشد. بنابراین در اینکه معاوق خارجی لازم داریم بحثی نیست. در اینجا خواستید وجود مبدأ میل در هر جسمی را اثبات کنید از باب اینکه حرکت نیاز به معاوق دارد و لو معاوق داخلی. ما همین قدر میدانیم که حرکت احتیاج به معاوق دارد. اگر معاوق خارجی وجود نداشت میتوانستیم بگوییم: چون از طرفی معاوق خارجی نداریم و از طرف دیگر حرکت نیاز به معاوق دارد، پس حتما باید معاوق داخلی وجود داشته باشد. ولی چون خلأ محال است و هر حرکتی در ملأ صورت میگیرد، میدانیم که همیشه معاوق خارجی وجود دارد. بنابراین همان وجود معاوق خارجی کافی است که همیشه محدِّد حرکت باشد و حد سرعت و بطو را معین کند و دیگر دلیلی نداریم بر اینکه یک معاوق داخلی هم باید وجود داشته باشد. معاوق داخلی را در صورتی میشود اثبات کرد که خلأ ممکن باشد تا بتوانیم حرکت در خلأ را فرض کنیم.
جواب
مرحوم آخوند به این اشکال یک جواب اجمالی میدهد؛ یعنی در جوابْ چیزی را ذکر میکند که به نظر میرسد چندان تأثیر ندارد و آن این است: هر قسری در نهایت امر منتهی به طبیعت میشود. (این مطلب را قبلا هم گفتهاند و حرف درستی هم هست.) هر قسری منتهی به طبیعت میشود، هم در فاعل و هم در قابل؛ یعنی اگر جسمی با حرکت قسری حرکت میکند، این از نظر جسم متحرک قسر است، ولی از نظر جسم محرک قسر نیست و اگر آن هم قسری باشد بالاخره منتهی میشود به طبیعت، کما اینکه از نظر متحرک هم بنا بر نظریهای که میگفت حرکت قسری را
[١] . اين همان اعتراضی است كه ما هم بيان كرديم.