مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦١
رجوع دیگری است ندارد.
اما حل مطلب این است: این وصولها به این نقاط، واقعا به معنی وقفه در این نقطهها نیست، بلکه معنایش این است که یک شیء که حرکتی مستمر دارد هر نقطهای از مسافت را که فرض کنیم یک «آن» قابل فرض است که بر این نقطه مسافت قابل انطباق است؛ یعنی واقعا در مسافت یک نقطه وجود ندارد، بلکه نقطه قابل اعتبار است، مثل اینکه ما در وسط هر خطی نقطه اعتبار میکنیم. در مسافت نقطه وجود ندارد بلکه قابل اعتبار است؛ به عبارت دیگر نقطه وجود بالفعل ندارد بلکه وجود بالقوه دارد. در زمان هم «آن» وجود بالفعل ندارد بلکه وجود بالقوه دارد. در حرکت هم حدِ دو قسمت از حرکت وجود بالفعل ندارد بلکه وجود بالقوه دارد. ولی این سه وجود بالقوه قابل انطباق با یکدیگرند؛ یعنی در یک نقطه از مسافت یک حد و یک «آن» از زمان و نیز یک حد مشترک میان دو قسمت از حرکت قابل فرض است.
اما اینکه شما گفتید «مماسه «آن» میخواهد مباینت هم «آن» میخواهد»، میگوییم: بله، مماسه «آن» میخواهد به همین معنا که عرض کردیم، چون خودِ مماسه شیء با نقطه یک امر اعتباری است. اما مباینت یک امر زمانی است. اشتباه اصلی شما این است که هم مماسه و هم مباینت را آنی دانستید و بعد گفتید «دو امر آنی در کنار یکدیگر واقع نمیشوند پس باید بینشان زمان متخلل بشود» ]در حالی که[ مماسه آنی است ولی مباینت (جدایی و مفارقت) یک امر زمانی است[١] .
برهان دوم
برهان دوم اختصاص دارد به بعضی از موارد مورد بحث نه تمام موارد. گفتیم بحث درباره هر دو حرکت مختلف است ولی این برهان فقط در مورد دو حرکت مختلفِ متضاد است. میگوید: شما قبلا ثابت کردید که اگر شیئی روی خط مستقیم به طرف بالا حرکت کند و بعد روی همان خط مستقیم به طرف پایین بیاید، این دو حرکت متضادند. اگر این دو حرکت متضاد باشند و متصل هم باشند لازم میآید که به نوعی اجتماع ضدین شده باشد؛ یعنی لازم میآید واقعیتی وجود داشته باشد که خودش
[١] . اين بحث در بحثهايی كه در مورد «آن» و زمان مطرح كرديم طرح شد، ديگر تكرار نمیكنيم.