مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٠٤
تفاوتَ فیه» را یک وقت این طور معنی میکنیم: القاسر لا یقع به التفاوت؛ یعنی قاسر نمیتواند منشأ تفاوت واقع شود؛ یعنی اگر دو حرکت در سرعت و بطو اختلاف داشته باشند منشأ تفاوت اینها نمیتواند قاسر باشد، همان طور که طبیعت هم نمیتواند منشأ تفاوت باشد. منظور خواجه همین است و ما هم همین طور معنی کردیم. حرف خواجه بر این اساس است که حرکات از نظر سرعت و بطو مختلفاند و در حقیقتْ حرکت، جنسی است دارای انواع مختلف؛ به عبارت دیگر: هر مرتبه و هر درجهای از سرعت و بطو نوع خاصی از حرکت است. ما میخواهیم ببینیم منشأ و ملاک تنوع حرکات و ما یقع به التفاوت چیست؟ حرف خواجه این بود که طبیعت لا تفاوتَ فیه، أی لا یقع به التفاوت، و قاسر هم لا تفاوتَ فیه، أی لایقع به التفاوت.
ایشان میفرماید: منشأ این اشکالی که این شخص کرده سوءالفهم است. مستشکل خیال کرده وقتی ما میگوییم «القاسر لا تفاوتَ فیه » میخواهیم بگوییم این سه قاسر (یعنی قاسر در عدیم المعاوق و قاسر در ذی المعاوق القوی و قاسر در ذی المعاوق الضعیف) هیچ فرقی میانشان نیست، پس اگر حرکت، از نظر قاسرها مقداری زمان بخواهد یک مقدار متساوی میخواهد، لذا میگوید: خصم هم همین حرف را میزند. ]مرحوم آخوند [میگوید: حرف خواجه این نیست که این سه قاسر تفاوت ندارند. معنی «القاسر لا تفاوتَ فیه » این است که: «القاسر لایمکن أن یکون سببآ للتفاوت»، به همان دلیلی که: الطبیعة لایمکن أن یکون سببآ للتفاوت. پس مستشکل، اول این مطلب را به طور غلطی معنی کرده و بعد به آن اشکال کرده.
اشاره ضمنی مرحوم آخوند به مبنای خودش
در اینجا مرحوم آخوند اشارهای میکند به مطلبی و رد میشود و عجیب است که چرا این کار را کرده. ایشان ضمن اینکه حرف خواجه را معنی میکند و میگوید «این مستشکل حرف خواجه را درست نفهمیده و چون نفهمیده اشکال کرده» و بعد میگوید «آنچه که خواجه درباره قاسر گفته همان است که درباره طبیعت هم گفته» اشاره میکند به مبنای خودش و اضافه میکند: «اگرچه از نظر ما این حرف در مورد طبیعت درست نیست؛ چون الطبیعة یمکن أن یقع به التفاوت».
از جمله مقدماتی که در اوائل این فصل از خواجه نقل کردند این بود که: الطبیعة لاتتصف بالزیادة و النقصان و التناهی و اللاتناهی إلا بتبع آثاره؛ یعنی در طبیعت، کم