مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٤٥
است و تا آخرین جزء پیدا نشده این علت بیاثر است»، بلکه همان صد گرم اول واقعا به اندازه صد گرم اثر داشته است. آن بار یک کیلویی به اندازه همان یک کیلو تحت تأثیر جاذبه زمین است و ثقل دارد. وقتی که صد گرم روی کفه دیگر میگذاریم به اندازه صد گرم فشار میآورد و اگر دست شما زیر آن بار یک کیلویی باشد احساس میکنید مقداری سبکتر شد. کار مستقیم این صد گرم حرکت دادن نیست، بلکه خنثی کردن قوه ثقل است. همین طور است صد گرم دوم و سوم و...، تا وقتی که شما برابر ثقل کفه اول، در کفه دوم وزنه قرار دهید که آنوقت علتی که کفه اول را پایین آورده بود معدوم میشود و ترازو به حالت تعادل درمیآید.
در مورد آن ده نفری هم که سنگی را برمیدارند مطلب همین طور است. نفر اول که فشار میآورد و نمیتواند سنگ را بلند کند این گونه نیست که کارش کاملا بیاثر باشد، بلکه او به اندازه ]نیروی[ یک نفر ثقل این سنگ را کم کرده، و همین طور نفرات بعدی. پس در واقع شرایط قبول حرکت تدریجا ایجاد میشود.
بنابراین چنین مثالهایی از نظر فلسفی قابل تجزیه و تحلیلاند و نمیتوانند مطلب ما را نقض کنند.
ایراد سوم
ایراد سوم ایراد خوب و قابل بحثی است. حکما در باب علت و معلول در بحث تسلسل میگویند: تسلسل محال است. تسلسل یعنی اجتماع امور مترتبه غیرمتناهیه در وجود. یکی از شروط تسلسل ترتب است، به هر امر غیرمتناهی تسلسل نمیگویند. خود کلمه «تسلسل» هم مفهوم ترتب را میرساند. شرط دوم تسلسل غیرمتناهی بودن است. معلوم است که ترتب امور متناهیه محال نیست. شرط سوم اجتماع در وجود است. ترتب امور غیرمتناهیهای که هرکدام در ظرف دیگری معدوم است محال نیست. حکما میگویند: ترتب امور غیرمتناهیه غیرمجتمع در وجود محال نیست، و لهذا میگویند: تسلسل در زمانیات محال نیست؛ یعنی تسلسل در علل زمانی که علت و معلول با یکدیگر اجتماع در وجود ندارند محال نیست. به تعبیر دیگر ـ که با اصطلاح حکما تطبیق میکند ـ تسلسل در