مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٠٠
جواب
جواب این اشکال دو بیان دارد؛ یکی بیانی است که الان نمیتوانیم عرض کنیم و باید در چهار پنج فصل آینده که راجع به حرکت در خلأ و ملأ است مطرح کنیم. آنجا این مسأله بحث میشود که آیا شیء در أین ثابت و کمّ ثابت و وضع ثابتِ خودش احتیاج به علت دارد یا نه؟ باقی میماند مسأله کیف. امروزه هیچ کدام از آنچه که در قدیم به نام کیفیات جسمانی خوانده میشد و برایش واقعیتی قائل بودند، به صورت یک عرض جسمانی قابل قبول نیست؛ معلوم شده که رنگْ کیفیتی که عارض اجسام باشد نیست، بلکه همان نوری است که از خورشید میآید و در چشم ما منعکس میشود. حرارت و برودت را هم امروز به صورت یک عرض قائم به اجسام قبول ندارند، بلکه میگویند اینها به صورت یک انرژی هستند که در داخل جسم و نیز منفصل از جسم وجود دارند؛ یعنی چیزی از خارج مدتی ]با جسم همراه میشود[ و بعد از جسم خارج میشود[١] . و اما شکل و امثال آن هم چیزهایی هستند نظیر «أین» و به امور نسبی شیبهترند.
بنابراین مثلا درباره کمّ، این طور نیست که شیء حالتی دارد و قوهای آن حالت را حفظ میکند. اصلا کمّیتِ جسم خودِ جسم است. در باب کمّ میگویند: «فرق بین کمّیت جسم و خود جسم، اعتباری است» پس یک علت جداگانه نمیخواهد. إن شاء الله اگر در آینده این بحث را خوب تعقیب کنیم خیلی از مسائل در باب حرکت، شکل دیگری پیدا میکند.
بیان دیگری که در جواب این اشکال هست این است: اینکه در باب حرکت گفتهاند «حرکت احتیاج به محرک دارد» به این جهت است که شیء در حال حرکت با شیء در حال سکون این فرق را دارد که شیء در حال سکون اگر فقط سکونش و حصولِ مستمرش را در نظر بگیریم دیگر حدوث ندارد؛ آن که خروج از قوه به فعل ندارد و یک امرِ به فعلیترسیده است ]نیاز به علت ندارد[ و اگر دیدیم نیازمند به علت است، روی برهانی است که بعدها بوعلی و امثال او بیان کردند که هر ممکنی نیازمند به علت است، و این باب که باب وجوب و امکان است غیر از باب حرکت و سکون است. اینکه «ممکن» از آن جهت که ممکن است نیازمند به علت است بابی
[١] . يعنی نه به صورت عرَض كه قابل انتقال نيست.