مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ١٩٣
کثرت میکنیم و الّا با چشم حقیقتبین این تعبیر درست نیست.
مطلب آقای طباطبایی این است: ما در عالم طبیعت علاوه بر کثرت طولی صورتها[١] کثرت دیگری نیز میبینیم. ما صورتهایی مثل گندم، جو، انسان، اسب و درخت را میبینیم که هرکدام از اینها برای خودش است؛ این هم نوعی کثرت است، منتها کثرت عَرْضی. حال آیا در اینجا هم در واقع وحدتی حکمفرماست؟ یعنی آیا با نظر واقعبینانه تمام عالم طبیعت یک ماده و یک صورت است (ماده هم، چنانکه گفتیم، هیچ حقیقتی ندارد جز تحلیلی از صورت) و به تعبیر دیگر: تمام عالم ]طبیعت[ از نظر عَرْضی هم یک حقیقت است؟ یعنی این کثرت انواع که ما میبینیم، از نظر ماهوی است و درست هم هست، ولی از نظر وجودی تمام عالم یک واحد است و این کثرتها مثل کثرت مراتب و کثرت امواج دریاست[٢] و در واقع در عالم یک حرکت وجود دارد که این حرکت ذوشُعَب است.
این نظریه نظریه خیلی بزرگ و عجیبی است وعقیده آقای طباطبایی همین است. ]بنابراین[ وقتی میگوییم «حرکت جوهریه»، معنایش این نیست که در عالمْ انواع حرکات جوهریه جدا از هم به عدد انواع بلکه به عدد اشخاص وجود دارد؛ بله به یک اعتبار به عدد اشخاص حرکت جوهریه وجود دارد، ولی به اعتبار دیگر تمام این حرکتها مراتب یک حرکت هستند و تمام این انواع و اشخاص، مراتب یک حقیقت و واقعیت هستند.
ایشان خواستهاند این مطلب را از عبارات مرحوم آخوند در اینجا استنباط کنند ولی این، قدری مشکل است، گو اینکه از عبارات دیگر مرحوم آخوند شاید بشود این مطلب را استفاده کرد[٣] . ایشان در جلد دوم اسفار در بحث هیولی و صورت
[١] . كثرت طولی مثل اينكه: ماده مسيری را طی میكند و بعد در يك جا متوقف میشود، يا: گياهی رشدمیكند و بعد به مرحلهای میرسد كه زرد میشود و ماده برمیگردد به حالت اول.
[٢] . البتـه ايشان مثـال «امواج دريا» را ذكر نكردهاند.
[٣] . سؤال : اين حركت ذوشُعَب با حركات مختلف در موارد مختلف چه فرقی میكند؟استاد : حركت ذوشعب مثل اين است كه يك شیء در آنِ واحد حركتهای مختلف داشته باشد؛ مثلفرضيهای كه امروز در مورد زمين میگويند كه زمين در آنِ واحد يازده حركت دارد؛ يعنی يك زميناست كه هم حركت انتقالی دارد هم حركت وضعی و هم يك سلسله حركات ديگر. [قول به حركتذوشعب،] يعنی تمام حركتهايی كه در عالم طبيعت است در عين كثرت برمیگردد به شیء واحد؛ يك