مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٩٦
این قوه میتواند آن را ایجاد کند و لو اینکه آن موتور موتور یک ژیان باشد و جسمی را که میخواهد حرکت بدهد یک کشتی عظیم باشد. بله، تفاوت موتورها و مقدار قوه آنها، برای این است که ما در عالم معاوقت هستیم. ما میگوییم این ]قوه[ جسم سبک را حرکت میدهد و آن ]قوه[ جسم سنگین را. جسم سبک یعنی جسمی که معاوقتش کم است ]و جسم سنگین یعنی جسمی که معاوقتش زیاد است.[ نقش موتور قوی این است که معاوق را بیشتر از جلوی راه برمیدارد. بنابراین نقش قاسرها در جنگ با معاوقهاست، نه در تحریک متحرک.
باقی میماند آن میلی که بوعلی کشف و بیان کرد. میگوید: درست است، «میل» امری است که شدت و ضعف پیدا میکند، ولی خود میل فی حد ذاته اقتضایی ندارد، بلکه تابع امر دیگری است. میل شدید آن جایی است که فاعل قوی باشد اگر مستند به فاعل بدانیم، یا معاوق کم باشد اگر مستند به معاوق بدانیم. به هر حال خود میل تابع امر دیگری است؛ یعنی میل هم امری نظیر سرعت و بطو است که تحدّد سرعت و بطو به یک حد معین، بستگی دارد به اینکه به چه عاملی مربوط باشد، به فاعل یا قابل یا معاوق.
خواجه بعد از ذکر این مطلب میفرماید: پس برای تحدید سرعت باقی نمیماند الّا معاوق، اعم از اینکه داخلی باشد یا خارجی.
بعد میگوید: حرکتها بر دو قسماند: طبیعی(یا طبعی) و قسری. در حرکت طبعی، معاوق داخلی معنی ندارد و معاوق حتما باید خارجی باشد؛ چون وقتی جسمی حرکت طبعی دارد به این معناست که این حرکت مقتضای طبع آن است و امکان ندارد در طبع جسم در آنِ واحد، هم اقتضای وجود حرکتی باشد و هم اقتضای منع آن حرکت. نمیتوانیم بگوییم در درون شئ دو طبیعت وجود دارد : طبیعتی که این حرکت را اقتضا دارد و طبیعت دیگری که در همین حال میخواهد معاوق باشد.
پس ایشان میگوید: در درون جسم نمیتواند دو اقتضای مخالف وجود داشته باشد؛ چون بحث در طبیعت است. حرکت طبیعی یعنی حرکتی که مقتضای خود جسم است. اگر دو قوه مخالف، هر دو طبیعت باشند لازم میآید که جسم واحد در آنِ واحد دو صورت داشته باشد و این از آن چیزهایی است که محال بودنش واضح است. محال است که شئ در آنِ واحد دو ماهیت داشته باشد. به عبارت دیگر: محال