مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٠١
آن باشد. یک وقت میگوییم «چیزی که تجدد ذاتی آن است»؛ این به این معناست که تجدد منتزع از ذات آن چیز است. ولی یک وقت میگوییم «چیزی که ذات تجدد و نفس تجدد است». حرکت همان نفس تجدد است.
بعد فرمود: در اینجا سه چیز وجود دارد: تجدد، متجدد، و ما به التجدد. البته نمیگوییم «اینها لزوما در خارج سه چیزند»، بلکه میخواهیم بگوییم در اینجا سه مفهوم و معنا داریم، که احیانا دو تا از آنها یا هرسه، در خارج یک چیزند. «تجدد» یعنی حرکت، و «مابه التجدد»[١] یعنی آن مقولهای که حرکت در آن واقع میشود[٢] ، و
«متجدد» یعنی چیزی که تجدد صفت آن است، که همان موضوع حرکت است. به تعبیر دیگر: در اینجا سه چیز داریم: «الخروج من القوة إلی الفعل تدریجآ»، «الخارج من القوة إلی الفعل تدریجآ» و «ما فیه الخروج من القوة إلی الفعل تدریجآ». مثلا در شیئی که رنگش تغییر میکند سه چیز داریم: یکی همان جسمی که رنگش تدریجا تغییر میکند[٣] ، دوم «خروج از قوه به فعل تدریجا» و سوم آن حیثیتی از جسم که در
آن حیثیتْ جسم از قوه به فعل خارج میشود، که در این مثال کیفیتِ خاصِ لون است. پس در مثال ما الخارج من القوة إلی الفعل تدریجآ هو الجسم، و الخروج من القوة إلی الفعل تدریجآ هو الحرکة، و ما فیه الخروج من القوة إلی الفعل تدریجآ هو المقولة.
مثال دیگری میزنیم تا مطلب بیشتر روشن شود. فرض کنید جسمی از این طرف سالن به آن طرف حرکت میکند. این جسم تدریجا از قوه به فعل خارج میشود؛ یعنی این مراتب مکان را که در این بین هست بالفعل ندارد ولی بالقوه دارد. این جسم وقتی حرکت میکند، تدریجا از قوه به فعل خارج میشود. پس آنچه خارج میشود جسم است، و آن خروج تدریجی همان حرکت این جسم است. آنوقت این جسم که خارج میشود از قوه به فعل، در چه چیزی خارج میشود؟ در أین.
حال باید دقت کنیم و ببینیم کدام یک از اینها اولا و بالذات حقیقتی خارجی
[١] . شايد بهتر اين بود كه میگفتند: ما فيه التجدد.
[٢] . مثلا اگر حركت در كيف باشد، مثل شيئی كه رنگش عوض میشود، «حركت» به خود تجددی كه دراينجا صورت میگيرد گفته میشود، و «ما به التجدد» عبارت است از آن كيفيت.
[٣] . مثلا اين جسم بالقوه ابيض است و بالفعل ابيض نيست، و تدريجا از اين قوه به فعليت خارج میشود.