مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠٣
عدم بر وجود ]مثلا انسان[ مقدم است. پس ثابت نشد که وجود انسان بر عدم خودش مقدم است.
این اشکال معضلی است که در اینجا ذکر کردهاند. ]به عبارت دیگر :[ شما میخواهید بگویید ممکن در مرتبه ذاتش موجود نیست و الآن هم که موجود است، این وجودْ در مرتبه ذات نیست. قبول است، ولی آیا عدم در مرتبه ذات هست؟ شما میخواهید تقدم عدم بر وجود را به نحوی ثابت کنید. اگر ثابت کردید این که الآن موجود است، در مرتبه ذاتش عدم است، میتوانید بگویید: عدمش بر وجودش تقدم دارد. ولی شما میگویید «این در مرتبه ذاتش موجود نیست». ما میگوییم: در مرتبه ذاتش معدوم هم نیست. این که وجود در مرتبه ذاتش نیست، غیر از این است که عدم در مرتبه ذاتش باشد.
توجه بفرمایید! حدوث یعنی تقدم عدم شیء بر وجودش. پس باید در مرتبهای که مقدم بر وجود شیء است عدم شیء صدق کند. اگر ثابت کردیم که در مرتبه مقدم بر وجود شیء، عدم شیء صدق میکند حدوث را ثابت کردهایم. مستشکل در اینجا میگوید مرتبه ذات ماهیت که مقدم بر وجود است، همان طور که مرتبه وجود نیست و بر وجود تقدم دارد، مرتبه عدم هم نیست. پس آنچه که مقدم بر وجود است ذات ماهیت است در حالی که آنچه ما میخواهیم ثابت کنیم تقدم عدم ماهیت بر وجود است. ما قبول داریم که در تحلیل عقلی، ذات ماهیت بر وجودش تقدم دارد، ولی این ذات بر عدم هم تقدم دارد و مرتبه ذات مرتبه عدم نیست. اینکه میگوییم «ذات بر وجود و بر عدم تقدم دارد» به این معناست که از مرتبه ذات، هم وجود سلب میشود و هم عدم. کسی که قائل به حدوث ذاتی میشود میخواهد تقدم عدم شیء بر وجود شیء را ثابت کند و ما میگوییم نمیتوانید این را اثبات کنید؛ چون آنچه که در تحلیل عقلی تقدم ذاتی بر وجود دارد ماهیت است. اگر شما ثابت کردید که ماهیت در مرتبه ذاتش معدوم است و در مرتبه زائد بر ذاتش موجود است، حدوث ذاتی را ثابت کردهاید. ولی شما نمیتوانید ثابت کنید که ماهیت در مرتبه ذاتش معدوم است. شما فقط میتوانید ثابت کنید که ماهیت در مرتبه ذاتش خودش است و نه موجود است و نه معدوم.
پس ما به بوعلی میگوییم: شما میخواهید چیزی به نام حدوث ذاتی درست کنید و قبول هم کردهاید که حدوث یعنی تقدم عدم شیء بر وجود شیء. همچنین