مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٢٣
وجود دارد؛ یعنی وجودش در یک «آن» پیدا میشود و بعد ادامه پیدا میکند. آنیات از این قبیلند؛ یعنی وجودشان در «آن» حادث میشود و بعد در زمان امتداد پیدا میکند، پس «ابتدا» به معنی آنِ اول وجود، دارند.
بعد فرموده: اما بعضی از امور ابتدا دارند ولی نه به معنای آنِ اول وجود، بلکه به معنای بدایت وجود؛ یعنی یک وجودِ واقع در زمان دارند که طرف وجودش ـ نه خود وجودش ـ منطبق است با یک «آن»؛ وجودش در «آن» نیست بلکه در زمان است، ولی حدِ وجودش در «آن» است، بر خلاف قسم اول که وجودش در «آن» است و بعد ادامه پیدا میکند.
شیخ این مطلب را قبلا گفته و این «و اعلم» به این مطلب میخورد. میفرماید : بدان که شیء متحرک یا ساکن یا متکوّن یا فاسد، اولِ وجود ندارد؛ یعنی این گونه نیست که اول وجودش در «آن» واقع شود و بعد ادامه پیدا کند، ابتدای به این معنا ندارد. در آخر تعلیلی ذکر میکند و میگوید: إذ الزمان منقسم بالقوة الی غیرالنهایة؛ یعنی زیرا زمان بالقوه الی غیرالنهایه منقسم است.
اعتراض فخر رازی
این مطلبی بوده که شیخ فرموده. صاحب ملخّص (یعنی فخر رازی) این حرف را از شیخ نقل کرده و بعد گفته است: «این مطلب درباره متحرک و ساکن درست است، ولی درباره متکوّن و فاسد درست نیست».
توضیح اینکه: در عالم دو گونه تغییر وجود دارد: تغییرات دفعی و تغییرات تدریجی. به تغییر تدریجی میگوییم «حرکت» و به تغییر دفعی میگوییم «کوْن». نقطه مقابل حرکت «سکون» است و نقطه مقابل کون «فساد» است. فخر رازی گفته : این حرف شما، در باب حرکت و سکون درست است[١] ، ولی در باب تکوّن و فساد
نمیتواند درست باشد؛ چون خود شیخ قائل است که کونها (یعنی تغییراتی که در
[١] . گفتيم كه حركت «آنِ» اول وجود ندارد بلكه «آن» به معنای طرف وجود دارد. سكون هم عينا مانندحركت است (البته بعدها بيشتر روی سكون بحث میشود) يعنی زمان سكون تمامش ظرف سكونشیء است و طرف زمان حد سكون شیء است؛ يعنی طرف سكون در طرف زمان قرار میگيرد. البته«سكون» همان عدم حركت است و اگر میگوييم «سكون وجود دارد» به همان معناست كه در باباعدام میگوييم؛ يعنی يك نوع اعتبار.