مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٩٤
است و زیدی که معاصر ماست رابطهشان با ما از نظر زمانی هیچ فرق نمیکند، فقط او را با آن مقدار مقایسه کردهایم این را با این مقدار ]و بین این دو مقدار تقدم و تأخر هست.[ چنین نیست، واقعآ ما در ظرفی[١] قرار گرفتهایم (نه ظرفی که بیرون از وجود ما باشد) و او در ظرف دیگر که این ظرفها یک رابطه بسیار بسیار عمیقی با هویت ما دارد. حتی اگر میگوییم «جزئی از هویت ما» باز هم مسامحه است، باید بگوییم عین هویت ماست. این ظرفِ هویت ما عین هویت ماست.
این مطلب را عرض کردم برای این که مطلبی که در اینجا مرحوم آخوند خواستند بیان کنند روشن شود و خود این مطلب را در سه چهار فصل دیگر باز توضیح میدهیم. این مسأله که عالم طبیعت حکم یک واحد را دارد و در واقع یک واحد حرکت است، تنها کسی که در آثار خودش آن را تصریح و بیان کرده آقای طباطبایی هستند و ایشان هم از کلمات خود مرحوم آخوند استنباط کردهاند و حاشیهای دارند که در سه چهار ورق آینده خواهد آمد و در آنجا انشاءالله ما این مطلب را مفصلتر بحث میکنیم ولی به هر حال مطلبی است که بیش از این مقدارها نیاز به بحث و تحقیق دارد، مسأله مشخِص بودن زمان که وقتی بخواهیم درباره آن بحث کنیم باید برگردیم به بحثی که خود مرحوم آخوند در باب ماهیت در باره مشخِص کردهاند؛ بحثهایی در باب مشخص هست که آنها را هم باید مطرح کنیم.
علت زمان باید مجرد از زمان باشد
اما بحث ]فاعل و علت زمان در این فصل.[ ایشان به بحث علت زمان برمیگردند. قبلا گفتند که علت زمان از آن جهت که زمان یک واحد متصل است باید امری باشد واقعآ واحد و با دوام و به تعبیر دیگر علت زمان باید یک امر مجرد از زمان باشد. این خودش یک بحث خیلی عالی است که علت زمان باید امر مجرد از زمان باشد، چرا؟ برای اینکه ـ ایشان میفرمایند ـ هر چیزی که زمانی است متشخص به زمان است و اگر علت زمان خودش زمانی باشد باید متشخص به معلول خودش باشد و حال آنکه معلول شیء در مرتبه متأخر از شیء است و مشخص شیء در مرتبه وجود شیء است، پس علت زمان (علت فاعلی نه علت قابلی) نمیتواند خودش
[١] . چون عرف تعبير «ظرف» میكند.