مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٩١
لااقل دارای مقدار است، حرکت فی حد ذاته امری است مبهم و متقدّر میشود به یک کمیت (همان طور که جسم فی حد ذاته امری است مبهم ولی متقدّر میشود به کمیت) در این صورت ما به عدد حرکات عالم زمانها داریم. ولی ما یک امر دیگری ماورای این امر احساس میکنیم و میدانیم وجود دارد، که از همین جا مسأله مشخِص بودن زمان پیدا شده است.
یک وقت هست که دو امر متقدّر و ذیمقدار را با یکدیگر مقایسه میکنیم. حال در مقادیر قارّالذات در نظر بگیرید. مثلا این بدن ما ابعادی و مقداری دارد، این فرش هم مقداری دارد، این پارچه هم مقداری دارد، و سایر مقادیری که در عالم هست. بعد دو چیز را با یکدیگر مقایسه و تطبیق میکنیم. فرض کنید لباسی را میپوشیم، بعد میگوییم این لباس برای این بدن کوچک است یا بزرگ است، یعنی بعد از آن که این دو مقدار را با یکدیگر تطبیق میکنیم، نسبتی میان این دو پیدا میشود. به این معنا همه حرکات عالم هم با یکدیگر قابل مقایسه هستند. اگر حرکتی در این مکان واقع شد و حرکتی در جای دیگر واقع شد، این دو حرکت را میتوانیم با یکدیگر منطبق کنیم بعد بگوییم این حرکت بیشتر از آن حرکت است، یا این دو حرکت مساوی و برابر با یکدیگر هستند. حتی غیر از این جهت، مسأله دیگری در کار است و آن مسأله تقدم و تأخر است. ]ممکن است دو حرکت مساوی باشند اما تقدم و تأخر داشته باشند.[ مثلا حرکتی که در امروز بین تهران و قم صورت گرفته و حرکتی که بین تهران و قزوین در همان ]مقدار [ساعت صورت گرفته است این دو حرکت با یکدیگر برابر هستند. ولی مسأله دیگری هست به نام تقدم و تأخر که حرکاتی که از نظر موضوع و علت و حتی ما فیه الحرکه و مقوله با یکدیگر اختلاف دارند، در عین حال میبینیم حساب دیگری در کار است؛ میگوییم این حرکت در این زمان صورت گرفته است و آن حرکت در آن زمان، حرکتی در هفتصد سال پیش واقع شده است حرکتی در امروز و این حرکتی که در امروز واقع شده است موضوعش غیر از موضوع آن حرکت است، علتش هم غیر از علت آن است و حتی ممکن است مقولهاش هم غیر از مقوله آن باشد (این مثلا حرکت کمّی است آن حرکت أینی)، میگوییم حرکتِ در آن روز تقدم دارد بر حرکتِ در امروز. این، صرف مقایسه نیست. علتش این است که یک حرکت ثالثی در بین هست که مثلا حرکت فلک باشد. این که ما میگوییم حرکت هفتصد سال پیش بر