مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٩
جلسه پنجاه و سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
«و لیس کما ظُنّ فی المشهور أن هذا الجرم بشخصه علة مطلقة للزمان و الحرکة...»
در آخر فصل پیش بعد از بحث درباره اثبات وجود زمان و درباره حقیقت و ماهیت زمان، بحثی را پیش کشیدند که عنوان برای آن قرار نداده بودند و چه بهتر که عنوان قرار میدادند و آن بحث این بود که علت زمان چیست، فاعل زمان و زمانساز چه میتواند باشد؟ چون این که چه چیز زمانی میتواند باشد یک مسأله است و این که چه چیز زمانساز و موجد زمان میتواند باشد مسأله دیگری است. در آنجا ایشان به طور کلی بحثی کردند که زمان از یک جنبه یک امر دائم و باقی و مستمر است و از یک جنبه یک امر حادث و فانی، از یک جنبه واحد است و از یک جنبه متکثر. بعد اجمالا گفتند که فاعل زمان و علت زمان باید یک امری باشد که آن امر هم از یک حیث دائم و واحد باشد و از حیث دیگر متجدد و متکثر. اینها در آخر فصل گذشته بیان شد و بعد در آخر فصل وعده دادند که اینها را به تفصیل بیشتری ذکر کنند. در این فصل بحثی روی غایت زمان کردند که از شیخ مطالبی نقل کردند و بعد هم از حرف خود شیخ بر شیخ ایراد گرفتند، تا رسیدیم به اینجا که با جمله «و لیس کما ظُنّ فی المشهور» شروع میشود که حق این بود که سر سطر میبردند. این جمله