مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٤
برسد. هر انسانی برای یک سلسله کمالات معنوی و روحانی و جسمانی و آنچه که در استعداد دارد آفریده شده است نه اینکه هر انسانی مقدمه است برای نسل بعد از خودش.
البته در اینجا خیلی بحثهای دیگر را میشود به میان آورد که با بحثهای متجددین امروز مرتبط است. کسانی که قائل به اصالت جامعه هستند و فرد را یک امر تقریبآ مقدّمی یا امر عرضی میدانند معتقدند هر جامعهای مقدمه است برای جامعه دیگر (نه هر انسانی برای نسل بعد از خودش) و همه برای این است که تکامل رخ بدهد، یعنی جامعه انسانیت به کمال برسد. حال این جامعه انسانیت در حدی متوقف میشود یا نمیشود، مسأله دیگری است که از بحث ما خارج است، شاید در بحث غایات این مسأله را مطرح کنیم.
در آنجا شیخ میگوید این اشتباه است که ما هر نسلی را مقدمه نسل بعد و هر پدری را مقدمه فرزند بدانیم. هدف و غایت اصلی طبیعت ابقاء نوع و وجود هر نوعی از انواع است که مثلا نوع انسان در دنیا وجود داشته باشد. ولی امکان ندارد که طبیعت به این غایت خودش به وسیله یک فرد برسد، چون فرد طبیعی محکوم به فنا و زوال است. طبیعت این غرض خودش را از راه تناسل تأمین میکند. طبیعت همیشه میخواهد نوع انسان بر روی زمین باشد. مطابق حرف شیخ اگر امکان این امر میبود که نوع انسان بر روی زمین مخلّد باقی بماند طبیعت آن تدبیر را به کار نمیبرد که مسأله تناسل را به وجود آورد و افراد دیگر را ایجاد کند. ولی آنچه که در نظام طبیعت است و طبیعت میخواهد ]این است که[ نوع انسان وجود داشته باشد. چون نوع انسان با یک فرد نمیتواند دوام وجود پیدا کند، از راه تناسل این غرض و هدف خودش را تأمین کرده.
نکته
حال نظیر و شبیه این حرف در اینجا گفته شده است، که همین محل اشکال میشود. البته مقصود شیخ ]چیز دیگری است[ ولی در ظاهر عبارت شیخ اشکال هست. حرکت چطور؟ آیا حرکت، خودش مقصود است یا نه؟ شیخ آمده آن حرفی را که در باب انواع دیگر رد کرده است اینجا قبول کرده، که در اینجا گذشته از آن اشکال، اشکال بالاتری هم هست. گفته است طبیعتِ حرکت مقصود طبیعت نیست بلکه