مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٨٠٨
تعبیری که بعضی کردهاند.
اشکال این تعبیر هم این است که درست است که وجود ممکن مسبوق به سلب ضرورتین است، ولی این معنی، حدوث را درست نمیکند. حدوث یعنی مسبوق بودن وجود شیء به عدم شیء. اگر عدم ماهیت بر وجود ماهیت تقدم داشته باشد، این میشود حدوث؛ اما اینکه سلب ضرورتین بر وجود ماهیت تقدم داشته باشد به معنی حدوث نیست.
توجیه حدوث ذاتی از نظر ماهیت
اینجا مرحوم آخوند میخواهد مطلب را درست کند، ولی نه به معنی الممکن من ذاته أن یکون معدوما، که از ظاهر عبارت شیخ فهمیده میشود، و نه به معنی اینکه الممکن من ذاته أن یسلب عنه الضرورتان، بلکه ایشان میگوید: آنچه در مرتبه ذات برای ماهیت اثبات میشود ذاتیات آن است و هر چیزی غیر از ذاتیات از آن سلب میشود؛ در مرتبه ذات، وجود از ماهیت سلب میشود، عدم هم سلب میشود، وحدت هم سلب میشود، کثرت هم سلب میشود، و در عین اینکه همه اینها سلب میشوند ارتفاع نقیضین هم نیست. حاجی هم در منظومه گفته: لیست کل مَهیة إلّا نفسها، لا موجودة و لا معدومة و لا واحدة و لا کثیرة و لا کلیة و لا جزئیة و لا غیرها[١] و[٢] . پس این طور میگوییم: لیست الماهیة موجودة فی مرتبة ذاتها، ثم وجد
بعلتها. در اینجا وجود در مرتبه ذات از ماهیت سلب میشود و برای آن، وجود بالعله ثابت میشود. بنابراین چه چیز از ماهیت سلب میشود؟ وجودِ در مرتبه ذات. این سلب وجود در مرتبه ذات، بر وجود ماهیت تقدم دارد و این، معنی حدوث ذاتی است.
پس وقتی میگوییم این شیء ذاتآ حادث است به این معناست که لم یکن موجودآ فی مرتبة ذاته، ثم وجود بعلته. پس اشکال رفع میشود. در اینجا نگفتیم ماهیت از ناحیه ذاتش اقتضای عدم دارد، و نیز نگفتیم که الماهیة من ذاتها أن یسلب عنه الضرورتان، بلکه همین قدر گفتیم که لیست الماهیة موجودة فی مرتبة ذاتها، ثم
[١] . شرح منظومه، مقصد اول، فريده خامسه، غرر اول.
[٢] . گفتهاند در اينجا تعبير صحيح اين است كه «ليس» را بر حيثيت مقدم بداريم.