مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٩٢
و تأخر را. مسلما تقابلی در کار است؛ یعنی یک شیء نمیتواند نسبت به شیء دیگر هم معیت زمانی داشته باشد و هم تقدم و تأخر زمانی. پس همچنان که میان تقدم و تأخر تقابل هست، میان معیت و این دو نیز تقابل هست.
در اینجا باید مقداری معنا و مفهوم و حقیقت معیت را بررسی کنیم.
تقابل معیت با تقدم و تأخر تقابل عدم و ملکه است
بحثی نیست که تقابل میان تقدم و تأخر تقابل تضایف است. حال آیا تقابل معیت با تقدم و تأخر تقابل تضایف است یا تقابل تضاد است یا سلب و ایجاب و یا عدم و ملکه؟
اینجا میفرمایند تقابل معیت با تقدم و تأخر تقابل عدم و ملکه است. از همین جا نتیجه گرفته میشود که چون تقابل معیت با تقدم و تأخر از قبیل عدم و ملکه است و تقابل خود تقدم و تأخر هم از قبیل تقابل تضایف است ، ممکن است شیئی نسبت به شیء دیگر نه معیت داشته باشد، نه تقدم و نه تأخر.
معنای معیت
اول ببینیم معنای «معیت» چیست؟ معیت یعنی با هم بودن دو شیء با یکدیگر. حال حقیقت با هم بودن چیست؟ ما در تقدم و تأخر به اینجا رسیدیم که معنی تقدم و تأخر این است که دو شیء در یک امر با یکدیگر اشتراک داشته باشند و آنچه یکی از این دو از این امر مشترک دارد دیگری داشته باشد و دیگری از این امر مشترک چیزی داشته باشد که اولی ندارد. به عبارت دیگر: معنی تقدم و تأخر این است که دو فرد در یک کلی با یکدیگر مشترک باشند و صدق کلی بر این دو از قبیل صدق کلی مشکک باشد. آنوقت معیت یعنی دو امر با یکدیگر در امری اشتراک داشته باشند و از این امر مشترک هر چه یکی دارد دیگری هم داشته باشد؛ یعنی اینچنین نیست که یکی از این دو از امر مشترک چیزی را داشته باشد که دیگری ندارد. پس ]مفهوم معیت[ به یک امر عدمی برگشت. معیت یعنی نبودن اختلاف و تفاوت. این نظیر فرق میان کلی متواطی و کلی مشکک است. کلی مشکک کلیای است که میان افرادش در آن کلی تفاوت است و کلی متواطی کلیای است که میان افرادش در آن کلی تفاوتی نیست. بنابراین معیت برمیگردد به لا تفاوتی، به این معنا که دو شیء در