مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٨٦
است. ولی این واحد، نوعی واحد است که صلاحیت انتزاع اجزاء را دارد. مجردات هم واحدند، اما آیا ذهن میتواند از مجرد جزء انتزاع کند؟ نه. ]زمان،[ واحدی است که صلاحیت انتزاع جزء را دارد، در مقابلِ واحدهایی که صلاحیت انتزاع جزء را ندارند. پس میتوانیم بگوییم «جزء بما هو جزء در خارج وجود دارد» ولی به این معنا که منشأ انتزاعش در خارج وجود دارد و شیء در خارج متصف به جزء داشتن میشود.
این مثل زوجیت است برای اربعه. آیا زوجیت در خارج وجود دارد یا وجود ندارد؟ میگوییم هم وجود دارد و هم وجود ندارد؛ یعنی به نحوی وجود دارد و به نحوی وجود ندارد. زوجیت وجود ندارد چون آنچه در خارج وجود دارد اربعه است و شما نمیتوانید غیر از خود اربعه چیز دیگر و عینیت خارجی دیگری به نام زوجیت پیدا کنید. اما در عین حال زوجیت وجود دارد به این معنا که همین اربعه، در خارج متصف به زوجیت است؛ یعنی اربعه نحوه وجودی دارد که وقتی این نحوه وجود به عالم ذهن میرود، ذهن برای او عنوان زوجیت را انتزاع میکند و همین ذاتی که در خارج مصداق اربعه است مصداق زوجیت هم هست. اما ذهن شما از ثلاثه نمیتواند زوجیت انتزاع کند.
پس این حرف که «تقدم در اجزاء زمان، حقیقی نیست به دلیل اینکه اجزاء زمان کثرت حقیقی ندارند» غلط است. درست است که اجزاء زمان کثرت حقیقی ندارند و زمان متصل واحد است، ولی این متصل واحد منشأ انتزاع این کثرت و منشأ انتزاع این تقدم و تأخر است.
اشکال
در اینجا مرحوم آخوند اشکالی را مطرح میکند و به جواب از آن میپردازد. این اشکال اشکال مهمی است و علمای اصول و فقه هم آن را مطرح کردهاند[١] .
اشکال این است: میان مفهوم تقدم و مفهوم تأخر چه نسبتی است؟ همه قبول دارند که این دو متضایفین هستند و نیز همه قبول دارند که المتضایفان متکافئان قوةً و فعلا؛ یعنی دو امر متضایف، از نظر بالقوه بودن و بالفعل بودن همدوش یکدیگرند؛
[١] . اين اشكال در مكاسب به مناسبتی مطرح شده و محشّين به آن پرداختهاند.