مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٨
(کتحریک المعشوق للعاشق یا: کتحریک المعلم للمتعلم). میگفتند نفوس افلاک همیشه مافوق خودشان و موجودات عالیتر از خودشان را تصور میکنند و در اثر هر حرکتی که از یک وضع خاص خارج میشوند و به وضع جدید درمیآیند، برای اینها یک تصور جدید (به منزله یک معرفت جدید) پیدا میشود. باز تغییر وضع و معرفت جدیدتر و... مثل این است که انسانی شیئی را میبیند، میخواهد آن را کشف کند، به سوی او حرکت میکند (حرکت مستقیم) و به آن نزدیک میشود. وقتی نزدیک شد شیء جدیدی برایش پیدا میشود، یک قدم دیگر به آن طرف برمیدارد، باز شیء جدیدی برایش پیدا میشود، هر مقدار حرکتی که انجام میدهد به یک کشف و معرفت جدید نائل میشود. پس غایت این حرکت حصول تصورات و اشواق جدید است.
بنابراین غایات در حرکات افلاک تدریجیالوجود است. اگر شما بگویید چرا اینها فقط بحث غایات افلاک را طرح کردهاند، قبلا عرض کردیم فعلا در این فصلها فرض بر این است که زمان از حرکت فلک به وجود میآید. الآن هم بحث ما درباره غایت زمان است که زمان هم ]از این نظر[ عین حرکت است. پس چون بحث ما درباره زمان است و حرکتی که منشأ زمان است، قهرآ بحث را در اینجا روی این مطلب آوردهاند.
در اینجا مرحوم آخوند از خودِ مطلبی که وعده داده است (غایت زمان تدریجی الوجود است) بحث زیادی نمیکند، مثل خیلی جاهای دیگر که بحثی را طرح میکند، اگر مطلبی گیرش میآید که به درد مسائل دیگری میخورد، مثلا تأییدی برای مسألهای پیدا میشود، فورآ از بحث خارج میشود. در اینجا از خودش چیزی نمیگوید، شروع میکند به نقل کردن کلمات شیخ در کتاب تعلیقات[١] ، ولی در ضمن آن، وقتی به برخی کلمات شیخ میرسد فورآ گریز میزند که این
[١] . شيخ كتابی دارد به نام تعليقات كه احتمالا تعليقاتی بر شفا باشد (به نظرم در بعضی از كلمات[شارحان شيخ] عبارت «فی تعليقاته علی الشفا» هست). به هر حال اين كلمات به عنوان تعليقات وحواشی است و لهذا به صورت متفرقه است يعنی فصول منظمی ندارد، و كتاب خوبی است. در بعضیاز مسائل است كه شيخ بهترين تحقيقات خودش را در تعليقات كرده، از آن جمله است مسائلی كهشيخ در باب علم باری دارد كه در اسفار در باب علم باری چند صفحه از آن نقل شده است. اين كتاباخيرآ توسط عبدالرحمن بدوی چاپ شده، كه چاپ نسبتآ خوبی است.