مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٦٨
آیا نفس تقدم هم بر مصادیقش به نحو تشکیک صادق است؟ بنابراین یک وقت مثلا در باب تقدم و تأخر مکانی میگوییم «این مکان مقدم بر آن مکان است» به این معنا که این مکان در قربش به آن نقطه نسبت به آن مکان تقدم دارد. این یک مسأله است. اما یک وقت ]در مقام مقایسه[ تقدم مکانی و تقدم زمانی میگوییم: «در تقدم بودن، تقدم زمانی مقدم است بر تقدم مکانی»؛ یعنی در اینجا هم نحوی تشکیک در کار است. این خودش مسأله جدیدی است که باید حل کنیم.
شیخ اشراق: همه اقسام تقدم و تأخر به تقدم و تأخر بالطبع برمیگردد
مسأله دیگر: شیخ اشراق در اینجا ابتکاری به خرج داده و گفته است: اگر این اقسام تقدم را تحلیل کنیم همه به یک قسم برمیگردد. بنابراین تقدم و تأخر اقسام ندارد، بلکه فقط یک قسم است. ایشان گفته: همه اقسام تقدم حتی تقدم بالزمان برمیگردد به تقدم بالطبع و تقدم بالذات. (قبلا گفتیم که بالذات اعم از بالطبع است. هم به تقدم علت تامه بر معلول «تقدم بالذات» گفته میشود و هم به تقدم جزء علت؛ ولی به تقدم علت تامه اختصاصا «تقدم بالوجوب» یا «تقدم بالعلیه» گفته میشود و به تقدم جزء العله اختصاصا تقدم بالطبع گفته میشود.)
مرحوم آخوند حرف ایشان را قبول ندارد، ولی به هر حال ایشان مطلب شیرین و لطیفی گفته و به راحتی هم نمیتوان از آن گذشت. شیخ اشراق گفته: این حرف اشتباه است که بگوییم تقدم اقسامی دارد. البته ایشان قبول کرده که بعضی از تقدمها مجاز است. شیخ اشراق تقدم را تعریف نکرده و شاید همان تعریف شیخ را که میگوید «هو أن یکون للمتقدم من حیث هو متقدم، شیء لیس للمتأخر و یکون لا شیء للمتأخر إلّا و هو موجود للمتقدم» کافی دانسته. این تعریف بر تقدم بالعلیه صدق میکند. او میگوید تقدم بالزمان همان تقدم بالعلیه است؛ چون در تقدم بالزمان یا امور زمانی را در نظر میگیرید و یا خود زمان را. اگر خود زمان را در نظر بگیرید نسبت دیروز با امروز نسبت جزء علت است با معلول؛ چون امروز متوقف بر دیروز است ولی دیروز متوقف بر امروز نیست؛ یعنی دیروز باید آمده باشد تا امروز بیاید. اجزاء زمان مثل اجزاء حرکت[١] هر مرتبهاش جزء علت مرتبه دیگر است. پس
[١] . حركت و زمان در واقع به يك چيز برمیگردند.