مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٥٧
مشترک چیزی دارد که اوّلی ندارد. این به همان مسأله تشکیک برمیگردد، منتها منطقی از آن امر سوم شروع کرده و گفته «کلی اگر نسبت به افراد، متفاوت بود مشکک است» ولی فیلسوف از افراد شروع کرده و گفته «دو امر که در امر سومی شرکت دارند اگر در آن امر سوم متفاوت باشند و آنچه یکی از آن امر سوم دارد دیگری داشته باشد و دیگری از امر سوم چیزی داشته باشد که اولی ندارد، این معنای تقدم است». پس تقدم و تأخر به تشکیک برگشت. حداقل به صورت سؤال میگوییم: آیا تقدم و تأخر به تشکیک بر نمیگردد؟
روی این حساب، تقدم بالزمان نوعی تشکیک است. البته پیاده کردنش آسان نیست. ما فعلا اصل مطلب را میگوییم و الّا برای پیاده کردنش دچار اشکالاتی شدهاند، مخصوصا در باب تقدم بالزمان اشکال عظیمی وجود دارد. خلاصه تقدم بالزمان، تقدم بالرتبه، تقدم بالطبع، تقدم بالعلیه و تقدم بالشرف هر کدام نوعی تشکیکاند.
این بحث مقدمهای بود برای فصل بعد تا ببینیم: آیا ماهیت تقدم و تأخر برمیگردد به همان چیزی که منطقیین به آن تشکیک میگویند؟ آیا امکان دارد میان همه اقسام تقدم و تأخر حتی تقدم و تأخر بالزمان جامع مشترکی باشد؟
مرحوم آخوند تقدم بالدهر را قبول ندارد
از اقسام تقدم و تأخر، تقدم و تأخر بالزمان و بالعلیه را قدمای از فلاسفه گفتهاند و اقسام دیگر را متأخرین تدریجا ملحق کردهاند. میرداماد نوعی تقدم و تأخر قائل است که اسم آن را تقدم بالدهر گذاشته، که حاجی در منظومه آن را نقل کردهاند. مرحوم آخوند چون به حدوث دهری میرداماد معتقد نیست قهرا به تقدم و تأخر دهری هم معتقد نیست. ولی چون ایشان به خود میرداماد معتقد است و برای او احترام زیادی قائل است اصلا حرف میرداماد را طرح نمیکند؛ چون اگر طرح کند باید رد کند، در حالی که ایشان نمیخواهد به استاد خودش اهانت کند. این است که ایشان در باب حدوث و قدم اصلا اسمی از حدوث دهری نبرده و در باب تقدم و تأخر هم اصلا اسمی از سبق دهری نبرده، در صورتی که متأخرین و حتی حاجی آن را نقل کردهاند. اگر ترتیب فعلی اسفار را تا اندازهای ملاک قرار دهیم ایشان در وقتی که این قسمت را مینوشته هنوز میرداماد زنده بوده؛ چون در مباحث جواهر و