مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٤٦
تَزْرَعونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعونَ[١] »، «أَفَرَأَیتُمْ ما تُمْنونَ. أَأَنْتُمْ تَخْلُقونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقونَ[٢] ».
فلاسفه این علل مُعِدّه را علل بالعرض مینامند نه علل بالذات. آنها میگویند : علل بالذات همان علل موجدهاند (که به آنها علل موجبه هم میگویند). تا اینجا این چند مطلب را دانستید: یکی اینکه هر حادثی مسبوق است به قوهای و به مادهای که حامل این قوه است. ]پس[ هر حادثی قبل از خودش مادهای دارد. دوم اینکه آن مادههای قبلی علل مُعِدّهاند نه علل موجده، ]به عبارت دیگر :[ علل بالعرضاند نه علل بالذات.
حال نتیجه میگیریم: اگر شیء حادث نباشد نیاز به علت مُعدّه ندارد. حادث است که مسبوق به ماده قبلی است، ولی اگر شیئی حادث زمانی نباشد نیازمند به ماده قبلی نیست. پس حدوث مناط احتیاج به علت مُعدّه است. پس صحیح است که بگوییم آن بحثی که مطرح میکنیم که «آیا مناط احتیاج به علت حدوث است یا امکان یا...؟» در علتهای بالذات و حقیقی و موجده است. اما در علتهای بالعرض که زمانآ هم بر معلول تقدم دارند و در زمانی که معلول موجود میشود آنها معدوماند، حدوث شیء مناط احتیاج به آنهاست؛ یعنی شیء چون حادث است به ماده احتیاج دارد و اگر حادث نبود به ماده احتیاج نداشت؛ به تعبیری که اینجا مطرح کردیم : شیء چون حادث است به علت مُعدّه احتیاج دارد و اگر حادث نبود به علت مُعدّه احتیاج نداشت.
[١] . واقعه / ٦٣ و ٦٤.
[٢] . واقعه / ٥٨ و ٥٩.