مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٤٥
ضمن یکی دو سطر مبنای خودش را گفته و رد شده، از جمله همین جا و نیز یک جا در باب قوه و فعل.
ما اگر بخواهیم این بحث را مفصل بیان کنیم باید چند جلسه در اطراف آن صحبت کنیم در حالی که جای این بحث اینجا نیست، بلکه در مباحث مواد ثلاث است. برای اینجا همین مقدار مختصری که عرض کردم، کافی است.
ایشان در اینجا اشارهای میکند به حرف کسانی که بنا بر اصالت ماهیت استدلال کردهاند و بعد هم میگوید: این حرف بنا بر مبنای آنها درست است، نه بنا بر مبنای ما.
حدوث، مناط احتیاج به علل مُعدّه است
ایشان در اینجا تعبیری به کار برده که شاید در جای دیگر به کار نبرده. البته اصل مطلب را در جای دیگر گفته ولی نه با این تعبیر. در باب قوه و فعل فصلی بود تحت این عنوان: فی أنّ کلّ حادث مسبوق بقوة و مادة تحملها. در آنجا گفتیم: هر حادث زمانی مسبوق است به قوهای (یعنی یک استعداد)، و چون قوه عرض است (و از نوع اضافات هم هست نه از نوع کیفیات) و عرض نیازمند به موضوع و محل است، پس هر حادثی ]علاوه بر این[ که مسبوق به قوه است، مسبوق به محلی هم برای آن قوه است، که به آن محل میگوییم «ماده». پس هر حادثی مسبوق به یک استعداد قبلی زمانی است و مسبوق به یک حامل استعداد قبلی زمانی است. پس هر حادثی مسبوق است به یک ماده قبلی. بوته گندم ابتدابهساکن در طبیعت به وجود نمیآید. باید یک چیزی باشد که قبلا استعداد این ]بوته گندم[ در آن وجود داشته باشد که بعد این صورت به آن افاضه شود؛ و آن هم مسبوق است به ماده قبلی و آن هم مسبوق است به ماده قبلی. فلاسفه ما به این مادههای قبلی میگویند «علل إعدادی» ]چون[ این مادههای قبلی شرط قابلیت قابل هستند؛ یعنی فقط قابلیت وجود را به شیء میدهند نه فعلیت وجود را. مثلا میبینیم که در عالم، نظام توالد و تناسل هست. در این نظام توالد و تناسل، پدری میبینیم. مادری میبینیم و ماده مَنَویهای میبینیم. از نظر یک عالم طبیعی همینها علت است، ولی فیلسوف به اینها میگوید «علل مُعِدّه» نه علل موجِده. «اینها علل مُعِدّهاند» یعنی اینها فقط حرکاتی است که ماده را آماده میکند برای فعلیتی که از مافوق افاضه میشود. «أَفَرَأَیتُمْ ما تَحْرُثونَ. أَأَنْتُمْ