مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٤٠
پس این سؤال و معمایی است که میشود از هر فیلسوفی پرسید. امروزیها میگویند «فلان شیء یک پدیده است». از آنها میشود سؤال کرد «پدیده بودن پدیده چطور؟ آیا آن هم پدیده است؟». اگر بگویند «پدیده بودن پدیده هم یک پدیده است؛ یعنی مثل خود پدیده، نبوده و پیدا شده» میگوییم «باز پدیده بودن این پدیده بودن چطور؟». اما اگر بگویند «پدیده بودن پدیده، قدیم است و از ازل این پدیده بودن را داشته» میگوییم «مگر امکان دارد صفت در ازل باشد و موصوف در حال؟!».
به هر حال این سؤال حل منطقی میخواهد و تا انسان به تجزیه و تحلیلهای ذهنی دقیقا وارد نباشد و تا ذهن و اعتبارات و انتزاعات ذهن را نشناسد نمیتواند این مسائل را حل کند. چقدر مهمل میگویند افرادی که خیال میکنند همه معانی فلسفی را میشود با مسائل مادی و حسی و طبیعی حل کرد!
مرحوم آخوند دنبال مطلب این شخص را گرفته و مرتبا به آن اشکال میکند. آنچه من عرض کردم، خلاصه و روح مطلب و آن مقداری است که در این باب مفید است.
حدوث حادث، ذاتی حادث است
بله، در این فصل مرحوم آخوند در ضمن به نکتهای اشاره کرده که اگر مقداری آن را توضیح میداد خیلی خوب بود. آن نکته این است: مرحوم آخوند میگوید : «حدوث حادث، ذاتی حادث است». قائل به اصالت ماهیت نمیتواند چنین حرفی بزند؛ چون قائل به اصالت ماهیت میگوید: الف نبود و بعد وجود پیدا کرد و وجودش از علیت ج برای آن انتزاع میشود؛ یعنی وقتی ج الف را اعطا کرد، بعد از تعلق علت به این معلول، وجود الف انتزاع میشود. چنین کسی نمیتواند بگوید «حدوثْ ذاتی الف است» چون ذاتیات ماهیت جنس و فصل است و حدوث اصلا نمیتواند ذاتی ماهیت الف باشد. اما قائل به اصالت وجود لا اقل این امکان را پیدا میکند که بگوید حدوث، ذاتی بعضی از مراتب وجود است.
مرتبه هر وجودی مقوّم ذات آن است
ولی این هم کافی نیست و باید یک اصل دیگر هم اضافه شود. آن اصل دیگر که