مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٣١
است.
جواب مرحوم آخوند
مرحوم آخوند برای حل اشکال فرموده: آن قاعده عقلی درباره ثبوتُ شیءٍ لشیءٍ است، ولی مفاد کان تامّه ثبوت الشیء است نه ثبوت شیء لشیء. در «الانسان کاتب» مفاد قضیه، ثبوت شیء لشیء است، ولی در «الانسان موجود» مفاد قضیه اثبات الشیء و بیان ثبوت الشیء است. پس قاعده فرعیت تخصیص نخورده.
ایشان میگوید: باید به این مطلب توجه داشته باشید تا این اشکال حل شود. این یک مقدمه بود[١] .
مقدمه دوم :
طرح یک سؤال
مقدمه دیگر که باز مربوط به اعتبارات ذهن است این است: در قضایای بسیطه مثل «الانسان موجود» اگر از شما بپرسند «آیا انسانِ موجود موجود است، یا انسانِ معدوم موجود است؟ اگر بگویید انسان موجود موجود است، تحصیل حاصل است و اگر بگویید انسان معدوم موجود است، تناقض است» جواب چیست؟
اینها مسائلی است که به صورت مغالطه گفته میشود و حل آنها با شناخت دقیق اعتبارات ذهن میسر است. انسان تا وقتی اعتبارات ذهن را دقیقا نشناسد
[١] . سؤال : در «الانسان موجود» هم ثبوت شیء لشیء است، چون اول ماهيت را تصور میكنيم و بعدوجود را حمل میكنيم.استاد : ما میگوييم: حمل بر دو قسم است: حملی كه مفادش ثبوت الشیء است [و ديگر حملی كهمفادش ثبوت شیء لشیء است.] وقتی میگوييد «الانسان موجود» آيا میخواهيد بگوييد «انسانوجود دارد» يا میخواهيد بگوييد «برای انسان چيزی وجود دارد كه آن، وجود است»؟ معلوم استكه میخواهيد بگوييد «انسان وجود دارد». اما وقتی میگوييد «الانسان كاتب» میخواهيد بگوييدبرای انسان چيزی وجود دارد كه آن، كتابت است. اين حرف يكی از نفيسترين حرفهايی است كه درفلسفه گفته شده.سؤال : «موجود» مشتق است؛ يعنی به معنای شیءٌ ثبت له الوجود است.استاد : اولا در هيچ مشتقی اين حرف را قبول نكردهاند تا چه رسد به مشتقی مانند «موجود». شيخاشراق هم روی همين اشتباه گفته «وجود امری اعتباری است». او میگويد «اگر وجود حقيقت باشدبايد موجود باشد و موجود يعنی شیء ثبت له الوجود، لذا تسلسل لازم میآيد».