مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٢٤
استحقاق عدم داشتن» خلط کردهاید. بنابراین ممکنالوجود من ذاته أنّه لا یستحق الوجود و العدم، استحقاقه الوجود من غیره و هو وجود علته و استحقاقه العدم من غیره و هو عدم علته. آنوقت استحقاق وجود و استحقاق عدم، هیچ کدام بر دیگری تقدم ندارد؛ چون هر دو از ناحیه غیر است و هیچ کدام از ناحیه ذات نیست.
جواب مرحوم آخوند
مرحوم آخوند در جواب میفرماید: این حرف شما درست است که «الممکن من ذاته أنّه لایستحق الوجود و العدم» اما مطلب دیگری هست و آن اینکه: و من ذاته أنّه یستحق اللااستحقاقیة. شما خودتان میگویید «الممکن من ذاته أنّه لا یستحق الوجود و من ذاته أنّه لا یستحق العدم». پس ممکن استحقاق وجود و عدم خودش را ندارد، اما استحقاق عدم استحقاق را دارد. پس الممکن من ذاته أنه یستحق اللااستحقاقیة.
این همان است که میگویند «الذات قُرِّر فأمکن فأُوجب فوجب فأُوجد فوجد» که اینها همه مراتب عقلی است. در مراتب عقل مرتبه اول مرتبه تقرر ذات است و مرتبه بعد مرتبه امکان. این است که میگوییم «امکان از لوازم ماهیت است». امکان همان لااستحقاقیت است. «امکان لازم ماهیت است» یعنی ماهیت امکان را اقتضا دارد؛ یعنی ماهیت ملزوم است و امکان لازم. اصلا لزوم، همان استحقاق داشتن است. در اینجا لازم، امکان است و امکان همان «لا یستحق الوجود و العدم» است.
این جوابی است که مرحوم آخوند عجالتا در اینجا میدهند.
اشکال حاجی سبزواری به جواب مرحوم آخوند
به این جواب دو اشکال وارد کردهاند که هر دو هم بر یک مبناست. یک اشکال را حاجی مطرح کردهاند و اشکال دیگر را آقای طباطبایی، که آقای طباطبایی خواستهاند به اشکال جواب هم بدهند.
اشکال حاجی این است: ما قبول داریم که الممکن من ذاته لا یستحق الوجود و العدم، اما این که گفتید «الممکن من ذاته أنّه یستحق اللااستحقاقیة» قبول نداریم[١] .
[١] . اين مطلبی است كه در مبحث «موادّ ثلاث» مفصلا روی آن بحث شده و حتی خود مرحوم آخوند هماين مطلب را در آنجا طرح كردهاند.