مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧١٩
حکما در طرح مسأله حدوث و قدم ذاتی، ناظر به مطلب متکلمیناند
حکما که مسأله حدوث و قدم ذاتی را مطرح کردهاند خواستهاند مطلب عمیقی را بیان کنند. متکلمین و نیز عدهای از محدثین اخباری به حکما گفتهاند: اجماع مِلّیین قائم است بر حدوث عالم (عالم یعنی ما سوی الله). بنابراین غیر از ذات واجبالوجود قدیمی در عالم نیست و قدم از صفات خاص واجبالوجود است. اینکه شما میگویید «الزمان لا أول لوجوده» و نیز اینکه قائل به عقول مجرده میشوید و برای آنها قائل به قدم میشوید، بر خلاف اجماع ملّیین است. حکما جواب میدهند[١] : گاهی ـ به قول یکی از اساتید ما ـ مثلا بر «زیدٌ قائمٌ» اجماع قائم
میشود، ولی بعد یک کسی «زیدٌ قائمٌ» را به نحوی تفسیر میکند و کس دیگری به نحو دیگری. مثلا اجماع ملّیین بر وجود میزان در روز قیامت است و این، یکی از ضرورتهای مذاهب است. وَ نَضَعُ الْمَوازینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیمَةِ[٢] . اگر کسی بگوید
«میزان، یعنی حقیقتی که با آن اعمال انسانها را میسنجند، وجود ندارد» خلاف نص قرآن و ضرورت ادیان حرف زده. ولی اگر کسی بگوید «اجماع ملّیین بر این است که میزان در روز قیامت به صورت یک ترازوست و شاهین و کفه دارد و قوه ثقل را میسنجد به این صورت که انسانها یا اعمالشان را در کفههای آن میگذارند و میسنجند»، به او میگوییم: اجماع قائم است بر وجود میزان در روز قیامت، اما بر اینکه خصوصیات میزان اینهایی باشد که تو میگویی، اجماع قائم نشده است و ممکن است کس دیگری میزان را جور دیگری تفسیر کند.
حال در اینجا میگویند: اجماع قائم است بر حدوث عالم. میگوییم: حدوث
[١] . میخواهيم بگوييم مسأله حدوث و قدم ذاتی از اينجا پيدا شده است.
[٢] . انبياء / ٤٧.