مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧١٨
اشارهای به حاشیه علامه طباطبایی
آقای طباطبایی در اینجا حاشیهای دارند. حاشیه ایشان روی این مبناست که ریشه و اصل حدوث و قدم از عرف گرفته شده است. در اغلب و بلکه همه مباحث علمی ابتدائا یک لغتی از عرف گرفته میشود و بعد همان لغت عرفی، در اصطلاحات صیقل میخورد و معنی جدید پیدا میکند. ایشان در واقع میخواهند میان آن معنی لغوی عرفی و این دو اصطلاح فلسفی پلی بزنند و بیان کنند که آن معنی لغوی عرفی چگونه معنی خاص فلسفی پیدا کرده. خلاصه اینکه این دو معنی خاص فلسفی وجه مشترک دارند و آن طور که مرحوم آخوند گفتهاند، این دو مشترک لفظی نیستند.
ما تا بحث سبق و لحوق را مطرح نکنیم نمیتوانیم راجع به حاشیه ایشان صحبت کنیم. در حاشیه ایشان اشکالی هست که إنشاءالله اصل مطلب و اشکالش را بعد که به بحث سبق و لحوق رسیدیم بیان میکنیم.
حدوث و قدم ذاتی
مرحوم آخوند حدوث و قدم ذاتی را هم به نحو دیگری تعریف کردهاند. فرموده : حدوث ذاتی آن است که وجود شیء بذاته نباشد و قدم ذاتی آن است که وجود شیء مستند به ذات خودش باشد. اگر این طور تعریف کنیم اصلا مفهوم سبق و لحوق را در تعریف حادث و قدیم اخذ نکردهایم، بلکه این، اصطلاح جداگانهای میشود.
پس در باب حادث و قدیم زمانی سبق و لحوق را آوردیم و گفتیم حادث زمانی آن است که عدمش بر وجودش تقدم دارد و قدیم زمانی آن است که عدمش سبق بر وجودش ندارد، یا به تعبیر مرحوم آخوند: قدیم زمانی آن چیزی است که برای وجودش اول نیست. پس بالاخره در اینجا مفهوم اول و آخر و امثال اینها اخذ شده. اما در حادث و قدیم ذاتی اصلا ایشان سبق و لحوق را کنار گذاشتهاند[١] .
[١] . سؤال : لازمه چنين تعريفی برای حدوث و قدم ذاتی، سبق و لحوق است.استاد : تعريف را با لازم اشتباه نكنيد. ما الان میگوييم: اينجا در تعريف حدوث و قدم ذاتی، مفهومسبق و لحوق اخذ نشده. توضيح اينكه: در اينجا میگوييم: بودن وجود شیء، مستند به ذات، معنی قدمذاتی است و بودن وجود شیء، مستند به غير، معنی حدوث ذاتی است. تا اينجا تعريف حدوث و قدمذاتی را بيان كردهايم. بعد میگوييم: هر امری كه وجودش مستند به ذات باشد وجودش مسبوق به غير(عدم) نيست و هر امری كه وجودش مستند به غير باشد وجودش مسبوق به غير هم هست. اين،حرف درستی است، اما آن كه وجودش مستند به غير است دو حيثيت دارد: يكی اينكه وجودشمستند به غير و معلول غير است، و ديگر اينكه وجودش مسبوق به غير است. حال معنی حدوثكداميك از اين دو مفهوم است؟ درست است كه اين دو مصداقا يكی است، اما ما نمیخواهيم چيزیرا به حمل شايع بيان كنيم، بلكه میخواهيم تعريف را كه به حمل اوّلی ذاتی است بيان كنيم. در مقامتعريف بايد مشخص باشد كه معنی حدوث ذاتی آيا مستند به غير بودن است، يا مسبوق به غير بودن،گو اينكه هر مستند به غيری، مسبوق به غير هم هست و هر مسبوق به غيری، مستند به غير هم هست.