مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧١
جزء لایتجزی همان طور که در اجرام وجودش را باطل کرده است در زمان هم باطل کرده است؛ یعنی همین طور که امکان وجود نقطه جوهری مادی محال است، وجود نقطه زمانی هم محال است.
و اما[١] اگر بگویید هر یک از این منفصلات باز تقسیم میشود به متقدم و متأخری و دارای دو جزء است که جزئی متقدم بالذات و جزء دیگر متأخر بالذات است، میگوییم پس یک کمیت است ]زیرا[ هر چیزی که قابل انقسام باشد کمیت است. پس آنچه که دارای یک سلسله اجزاء است و هر جزء قابل انقسام است لااقل اجزائش هر کدام کمیتاند. تا اینجا ثابت و مسلّم است. بعد میگوییم نه تنها اجزاء کمیتاند، حتی آن شیء نمیتواند به صورت اجزاء وجود داشته باشد ولو هر جزئی دارای کمیت باشد، بلکه همه اینها که ما اجزاء اعتبار میکنیم جزء بودنشان بالقوه است، یعنی یک واحد کمیت متصل است که تقسیم میشود به اجزاء، جزئی قبل و جزء دیگر بعد، و باز هر جزئی تقسیم میشود به قبل و بعد یعنی به گذشته و آینده. بعد ثابت خواهیم کرد که اگر چنین کمیت غیر قارّ[٢] متصلی ]یعنی زمان[ در عالم وجود داشته باشد، زمان حتی نمیتواند منقسم بشود به اجزایی که هر جزء، خودش کمیت باشد. این که منقسم بشود به اجزایی که هر جزء نقطه باشد، گفتیم ادله جزء لایتجزی باطلش میکند. اما این که منقسم بشود به اجزایی که هر جزء باز خودش کمیت باشد یعنی نظیر فرضیه ذیمقراطیس را در باب زمان قائل شویم، آن را نیز با برهان باطل خواهیم کرد. عجالتآ ما به آن جهت کار نداریم یعنی آن جهت را فعلا در ذهن نگه دارید.
پس ما برخورد کردیم به حقیقتی که مناط تقدمها و تأخرهای بالذاتِ غیر قابل اجتماع است یعنی تقدم و تأخرهایی که همیشه وجود مقدم ملازم است با عدم مؤخر و وجود مؤخر ملازم است با عدم مقدم، و از این تعبیر میکنیم به غیر قارّالذات بودن. ما در عالم حقیقتی داریم که مناط این گونه تقدمها و تأخرهای بالذاتِ غیر قابل اجتماع است و به عبارت دیگر یک وجود غیر قارّالذات است. پس در عالم، ما چنین حقیقت غیر قارّالذاتی که مناط این گونه تقدمها و تأخرها
[١] . اين جهت را اينجا ذكر نكردهاند چون در جاهای ديگر مكرر ذكر كردهاند و نيازی نديدهاند.
[٢] . كميت غير قارّ يعنی كميتی كه وجود هر جزئش ملازم است با عدم جزء ديگر.