مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٠٨
بحث زمان
اکنون وارد بحث زمان میشویم. در باب زمان اگرچه خدشهها و مناقشههایی شده، ولی اجمالا اثبات شد که زمان در ماوراء ذهن ما واقعیت عینی دارد. در میان اشیاء، نوعی رابطه وجود دارد که نوع خاصی از تقدم و تأخر است به نام تقدم و تأخر انفکاکی (به تعبیر فلاسفه). در این تقدم و تأخر، مقدم و مؤخر از یکدیگر منفکاند بر خلاف تقدم و تأخر عِلّی. این تقدم و تأخر انفکاکی، کمّی نیز هست؛ یعنی این تقدم و تأخر را به حسب کمیت میتوان تقسیم کرد و مثلا گفت «نیمی از این تقدم» یا «دو برابر این تقدم»، ولی امثال تقدم و تأخر بالعلیه، متکمّم نیستند. پس ما میان اشیاء عالم تقدم و تأخر انفکاکی متکمّم میبینیم.
آنوقت اگر به حسب این تقدم و تأخر گفتیم «آن شیء مقدم است بر این شیء» برای آن است که آن شیء در آن زمان واقع شده و این شیء در این زمان؛ یعنی لااقل در ابتدا این طور است که ملاک تقدم و تأخر، امری است به نام زمان. اگر میگوییم «سعدی بر حافظ مقدم است» به این معناست که سعدی در زمانی واقع شده است و حافظ در زمانی دیگر و زمان سعدی بر زمان حافظ تقدم دارد.
پس شک نداریم که ]جمله[ «سعدی بر حافظ مقدم است» یک واقعیت است. آنوقت میرسیم به این مطلب که سعدی از آن جهت که سعدی است، بر حافظ مقدم نیست و حافظ از آن جهت که حافظ است، از سعدی مؤخر نیست، بلکه چون سعدی در چیزی قرار گرفته به نام زمان و حافظ هم در چیزی قرار گرفته به نام زمان