مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٠٤
حرکت میکند.
در باب حرکت وضعیه هم میگوییم: جسم که همان موضوع است ثابت است، ولی این موضوع در هر آنی مرتبهای از مراتب عرضش را دارد. این است که میگوییم: موضوع در عرض خودش حرکت میکند. بنابراین متجدد که موضوع است، غیر از مافیه التجدد است که عرض است، کما اینکه متجدد غیر از خود تجدد (یعنی حرکت) است. تجدد و مافیه التجدد یک چیزند، ولی تجدد و متجدد یکی نیستند، کما اینکه متجدد و مافیه التجدد هم یکی نیستند. اینها[١] نه ]با متجدد[ یکی
هستند و نه لازمه ذات آن هستند. پس در اینجا دو جعل و دو علت لازم است: یکی علتی که جاعلِ ذات متجدد ـ که ثابت است ـ باشد، و دوم علتی که این ذات ثابت را قرار بدهد متجدد؛ یعنی آن را قرار بدهد دارای وضع جدید آنآ فآنآ. پس این گونه نیست که با جعل متجدد، جعل تجدد و مافیه التجدد هم شده باشد؛ یعنی اختلاف اینها اعتباری نیست.
اینجاست که میگوییم: حرکت وقتی در اعراض باشد، عرضی برای متحرک است؛ به عبارت دیگر: هرجا که حرکت در اعراض باشد، نسبت حرکت به موضوع خودش عرضی است. در اینجا مقصود از «عرضی» عرضی باب برهان است که مساوی است با غیر لازم بودن. وقتی که ]حرکتْ[ یک امر غیرلازم شد پس در اینجا به متجددی[٢] نیاز داریم که همان جسم است و به امر دیگری نیاز داریم که همان خروج از قوه به فعل یا مافیه الخروج من القوة إلی الفعل است[٣] ، که این امر دوم علت
جداگانه میخواهد؛ یعنی متحرک علتی میخواهد و حرکت متحرک علت دیگری میخواهد؛ چون وجود متغیر (متحرک) غیر از وجود تغیرش (حرکتش) است. علتی باید خود متغیر را ایجاد کند و علت دیگری باید تغیر را به آن بدهد. ایجاد متغیر، به جعل بسیط است؛ یعنی العلةُ یجعلُ الشیءَ ؛ یعنی علت، وجود خود متغیر را افاضه میکند. ولی دادن تغیر به متغیر، به جعل تألیفی است؛ یعنی العلةُ یجعلُ الشیءَ شیئآ. پس اوّلی یجعل الذات است و دومی یجعل هذا الذات متغیرا است. هرجا که
[١] . [يعنی تجدد و مافيه التجدد.]
[٢] . يعنی امر خارج از قوه به فعل.
[٣] . اينكه میگوييم «امر ديگری كه خروج از قوه به فعل يا مافيه الخروج من القوة إلی الفعل است» بهاين جهت است كه نمیخواهيم بگوييم اين دو در خارج دو چيزند.